من هرشب از دوری و دلتنگی اشکامو با بالشتم تقسیم میکنم..بالشتم قصه ی عشقمو میدونه،دیگه به اشکامو گریه زاری هام عادت کرده..عادت کرده راز اشکامو پیش خودش نگه داره.
یکی از همکلاسیهام یک ساله ازدواج کرده اما دو روز پیش از عشقی میگفت که 9 ساله گرفتارش بوده و لی خونوادش مخالف بودند وقتی تعریف میکرد اشک تو چشماش جمع شده بود ...اون هنوز عاشقه (نمیخوام منم اینجوری بشم)
بابای روشن فکر من همیشه بین منو دادشم فرق میذاشت بعد یکی از جمله هایی که همیشه تو ذهنم مونده اینه که میگفت دخترو تا وقتی هم بزرگ شد بزنی تو سرش اشکالی نداره ولی با پسر نباید این کارو انجام بدی چون غرورش میشکنه
مرد باید مـــــــرد باشه... شونه هاش پهن باشه که وقتی بهش لم میدی بتونه تکیه گاهت باشه... دستاش باید بزرگ باشه تا بتونه دستاتو غرق کنه... صداش باید مردونه باشه تا وقتی از جیغ جیغای خودت خسته میشی یه طنین دیگه بهت آرامش بده، ابروهاش باید پهن باشه برای اینکه وقتی نگاش می کنی نری تو فکر اینکه کدوم ور ابروش کجه و موقع تمیز کردن از کجاش زیادی برداشته ... گاهی باید ته ریش داشته باشه ، هپلی باشه تا روو صورتش دست بکشی و بگی بهش خارخاری!!