elahenaz
هزار بار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد ! این تخت خواب “آغوش” کم دارد . . .
elahenaz
چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما ! این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم .... و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود ! آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟ سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟
elahenaz
وقتی که شونه ای برای گریه کردن نداری... کسی را برای درد و دل کردن نداری...تنها راه چند قرص آرام بخشه
elahenaz
خدایا خیلی خسته ام.... از فکر کردن خسته ام ....از وفادار موندن خسته ام....
elahenaz
وقتی تو بیای حتی در سردترین روز سال، برای من عیده