elahenaz
یک غریبه می خواهم بیاید بنشیند، فقط سکوت کند ... و من... هی حرف بزنم ، بزنم و بزنم و ... تا کمی آرام شود این همه بار بعد ... بلند شود برود انگار نه انگار ....
elahenaz
متنفرم از خاطره هایی که وقتی خوشحالی و داری میخندی یهو یادت میاد بعدش فقط سکوت میکنی دلت میخواد یه جایی باشه فقط خودت باشی و خدات اونقدر گریه کنی تا آروم شی
elahenaz
مـَـرا بــآ פֿـیالتـــ تَنهــــا نـَگــذار פֿـیالتـــ اصــلا بـﮧ تـــــو نرفـتـﮧـ اَســـتــ مهــــــرباלּ نیستــ .. ! آزارم مےבهـــــב בلم פֿـوבتـــ را مےخواهـــــَב ...
elahenaz
هست را اگر قدر ندانی بود میشود و چه تلخ است هست کسی بود شود
elahenaz
ﮐﻤﯽ ﺯﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ... ﺩﻋﺎیت ﮔﺮﻓﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ! ﭘیر ﺷﺪﻡ ...!
elahenaz
از داداشت پرسیدم موهای تو سفید شده گفت سفید که بود گفتم میدونم زیادتر شده؟ گفت آره اما خیلی کم
elahenaz
زندگی خانمها سه مرحله دارد.!!...1-کودکی...2-جوانی...3-چقدر خوب موندی
elahenaz
نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم... اما ایـــــــــــــن روزها... به لطـــــــــــفِ تــــــــــو... انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!
elahenaz
راستی وقتی که میای از چی برات بگم از روزهای دلتنگی از اشکهای بی موقع که سرازیر میشدند ...
elahenaz
به دوستم چی بگم وقتی از تو میپرسه وقتی میگه چرا بهت اس نمیدم !!!منم یه لبخند تلخ میزنم و سکوت میکنم تو چه کردی با خودتو با من