ali
بر روی سنگی خواهم نوشت تا آیندگان بدانند آدم های زمان من از هم که دور بودند عاشق میشدند نزدیک که می شدند جدا میشدند...!
ali
باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه» خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز، یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد... باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬ بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه...
ali
عشق یعنی گذاشتن از مرز وجودت...
ali
زمانی می رسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی: جـــــــبــــران میکنم...
ali
عــشــق حـقـیــقـــی مـثــل روح اســت ، افـــراد زیــادی دربــاره آن صــحـبـت مـــی کــنـنـد ، ولـــی تـعـداد کــمــی آن را دیــده اند...
ali
همیشه منتظر کسی باش که تو رو با همه دیوونگیت قبول داشته باشه و تو رو به همه نشون بده و بگه : این دیوونه .....جیگر منه...
ali
به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند ، رنگ عوض میکنند با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است...
ali
موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب می کنند یک بنای محکم می سازد...
ali
اینقدر که برای " خر " کردن من سعی کردی ، برای خودت وقت میگذاشتی حتما " آدم " میشدی....
ali
عشق شور نمی خواد ، شعور می خواد...