ال ناز
شامِ تاریک ما را سحر کن ...
ال ناز
تجربه ثابت کرده , وقتایی که اینجوری قاطی می کنه و میره تو اتاقش و درو می کوبه .. قضیه اینجوری خاتمه پیدا نمی کنه : دی دو دقیقه بعدش میاد بیرون باز دوباره داد و بیداد می کنه یکم بعد میره : ))
ال ناز
نفسم را بگیر اما / محکوم به انتظارم نکن !
ال ناز
به این ها می گویی مردانگی ؟! / ارزانیِ خودت ...
ال ناز
آن همه ای که تو میدانی من / از یاد برده ام / بر باد داده ام ...
ال ناز
تو به حرف هایم چه کار داری ؟ به چشمانم نگاه کن / درونیاتم را فریاد می کنند / بی غرور / اگر ببینی !
ال ناز
بیزارم از خواهش برای ماندن ...
ال ناز
داره کم کم می ترسونتم از روز هایی که نباشه ...