دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ال ناز

www.perjury.blogfa.com/بخوانیدم درباره »
ال ناز
زن - مجرد
امتیاز: 5965

دنبال‌شدگان

(1292 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1376 کاربر)

گروه‌ها

(50 گروه)

بازدید

ال ناز
ال ناز

بخونبد لطفا / اگر حوصله ای بود : )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ال ناز
ال ناز

میگن واسه آرامش خودتم که شده ببخش و فراموش کن ... ولی وقتی از کسایی که توقع نداری میرنجی/ هر چقدرم که بخوای ببخشی و فراموش کنی نمیشه ... انگار داری خودتو گول میزنی ... وقتی از یه دوست میرنجی/ حتی اگه بگی بخشیدمش/ یه چیزی ته دل ت می مونه ... / کینه نیست ... یه جای زخم ِ... / یه چیزی که نمیذاره اوضاع مثل قبل شه .... هرچقدر هم که تلاش کنی خودتو بزنی به اون راه و بگی نه/ بی فایده ست ... یه چیزی این وسط از بین رفته و جای خالی ش درد میکنه تا همیشه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ال ناز
ال ناز

تو را نمیبخشم که وقتِ بودن نبودی ! / وقتِ دیدن ندیدی!/ وقتِ عاشقی هرزگی کردی! / وقتِ گریه با دیگران خندیدی! / تو را هرگز نمیبخشم که هرگز با من نبودی و من بسادگی / همه ام با تو بود ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ال ناز
1363039400432533_orig.jpg ال ناز

فاصله حقیر تر از آن بود که/ یادت را / مهرت را / بزرگیت را کمرنگ کند ... /جایی دور از دسترس جهانیان نشاندمت/جایی میانِ دلم ... تا ابد ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
ال ناز
ال ناز

متنفرم از این تصمیم گرفتن هاِ یک طرفه / از این رفتن هایِ / به خاطره خودت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ال ناز
ال ناز

گیج و مبهوت بین بودن و نبودن ...

ال ناز
ال ناز

برایِ بالا رفتن از بعضی پله ها / باید داد ..

ال ناز
ال ناز

شاید همه ی این مشکلات تقصیرِ من باشه / ولی این که عاشقت شدم/ تقصیرِ تو بود ...

ال ناز
ال ناز

این آخریا هی دنبال یه فرصت بودم که بهش بگم/یه بار دیگه آروم تو چشاش نگاه کنم و بهش بگم/ اما هی نمی شد ... یا حرف تو حرف می شد .... یا از فرط یه سکوت مزخرف لال می شدیم/هم اون/ هم من ... گاهی وقتام یه چیزایی زیر لبم می گفتم و باز ساکت می شدم ...انگار نفسم تموم می شد /آخرم اونقدر اصرار می کرد تا دوامون می شد ... کاش بهش می گفتم .... کاش از چشاش خجالت نمی کشیدم و بهش می گفتم ... اما دیگه خیلی دیر شده بود ... جفتمون میزون رو یه صندلی نشسته بودیم /درست رو آخری ترین صندلی ایستگاه ...اما مسیرمون یکی نبود ... اون نگاهش و داده بود به اون دور دورا و من به اون / اون منتظرمترو بود و من منتظر اون ... قطار اومد ...چشام و محکم بستم.../دلم می خواست/وقتی رفت ببینم / اونم مث من از جاش تکون نخورده ... .... به خودم که اومدم نبود ... اما من هنوز رو صندلی نشسته بودم و به یه صندلی خالی زل زده بودم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ال ناز
ال ناز

وقتی تمامِ احساست پُشت خِط می ماند /

ال ناز
ال ناز

جَوگیر تر از ملتِ ما مِلتِ خودمونَن .. / شرم کنید : |

ال ناز
ال ناز

وقتی موزیکایِ بلادِ کُفر رو به دری وری هایِ داخل ترجیح می دی / به ناچار !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ال ناز
ال ناز

اینجا زمین است و رسم آدم هایش عجیب ..../ اینجا گم که میشوی به جای آنکه دنبالت بگردند / فراموشت می کنند ..

ال ناز
ال ناز

بخونید لطفا