ال ناز
ندیدی کوهِ بغضی رو که لب هام و به هم می بست ...
ال ناز
دونه هایِ تسبیحت که تموم شد ... / عوض میشی ...
ال ناز
خوب می دانم که برگشتنت خیالی بیش نیست .. ./ با اینهمه هر شب/ به امیدِ خوابی چشمانم را می بندم که شاید با تو خیر شود ...
ال ناز
کاش بودی مامانی تا اونقدر واسم لالایی می خوندی که دیگه بیدار نشم ... / خسته ام / از همه چی
ال ناز
آدما به همون اندازه که واسه شون ارزش قائلی گند میزنن بهت ... این قانون نیازی به اثبات نداره
ال ناز
دلم يه خيابون دراز مي خواد خلوت / با يه قلوه سنگ /كه بزنم زيرش / بره يكم جلوتر وايسته !! برسم بهش دوباره ... ... هی بزنم زیرش خیابونه هم هیچ وقت تموم نشه !