دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

از چی بگم برات؟؟؟؟؟ درباره »
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ
مرد - مجرد
امتیاز: 4119

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(377 کاربر)

گروه‌ها

(211 گروه)

بازدید

ΞĐε∂†н  кιℓℓεя²º¹³ Ξ
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

به سلامتی عاشقی ک وقتی ازش پرسیدند:چرا ناراحتی؟ گفت:تا حالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی.

ΞĐε∂†н  кιℓℓεя²º¹³ Ξ
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

دلـــــ ـ ـ ـ ـم بدجور گرفته

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست ...عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و او هرگز نفهمد که چرا خیس نشد............

Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
72619ad70f5eb7f57cfab6719fc2d727-300 Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

الان تو کدومی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

somayeh
somayeh

چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید.حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.»نگا­هم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتیدر داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می‌کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته بهمن گفت: «خواهش می‌کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندهارا قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته‌ام. برای این که نگران آینده‌مان نشود، وانمود می‌کنم که دارم با تلفن حرف می‌زنم.» در آن لحظه متوجه شدمکه این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین‌شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی‌های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفررا گرم می‌کرد

somayeh
somayeh

بیمارستان و عشق :از لحظه‌ای که در یکی از اتاق‌های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی‌پایانی را ادامه می‌دادند. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند.از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنهاآشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسرکه در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یکتلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می‌زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفندها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌هاچطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. بزودی برمی گردیم...»چند روز بعد پزشک‌ها اتاق عمل را برای انجام عملجراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق ع

بردیا رضایی
بردیا رضایی

روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟ گفتم بر آورده شدن آرزوی تو ! ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است . . .

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگم… بوس بوس بوس گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .
توسط پیامک

کی میتونه ٦بارتند بگه : افسر ارشد ارتش اتریش

ΞĐε∂†н  кιℓℓεя²º¹³ Ξ
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

خیلی شده که جلوت یه جوون ظاهر بشه...یه جوون تحصیل کرده که مسافر کشه...این همه سال زحمت کشیده واسه کاری...که فردا با روی سفید بره خواستگاری

ΞĐε∂†н  кιℓℓεя²º¹³ Ξ
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ

دیگه این شده گفته ی عقل/باید با پول بشینی سر سفره عقد / بعد تو پول چیزی به اسم وفا گمه/ گذشت وقتی میگفتن مهم تفاهمه

No.13
No.13

شما هم وقتی با ماشین هستید و احساس میکنید گم شدید ، اول صدا ضبط ماشین رو کم میکنید !!؟؟

۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

() ای تنها /صــــــــدا:وحـــــــــــید (تعجب نکنید صدای خودم بـــــــید ) نزدیک:4مگا بایت به مدت: 10 دقیقه [فایل]

ناهيد
ناهيد
توسط آندروید

یه آهنگ قشنگ پیشنهاد بدین دانلود کنم گوش کنم قشنگ باشه ها