ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ
به سلامتی عاشقی ک وقتی ازش پرسیدند:چرا ناراحتی؟ گفت:تا حالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی.
ΞĐε∂†н кιℓℓεя²º¹³ Ξ
سالها بود تو را میکردم...همه شب تا به سحرگاه دعا...یاد داری که به من میدادی؟؟؟درس آزادگی و مهر و وفا...همه کردند چرا من نکنم؟؟؟وصف روی زیبای تو را...تا ته دسته فرو خواهم کرد...خنجر خود به گلوگاه نگاه...تو اگر خم نشوی تو نرود...قد رعنای تو از این درگاه
Fateme Zahra
انقدر صداي رعد وبرق بلند بود كه يه متر پريدم از جامممم....خدا من ميترسم...ول كن يه امشب و...
Alireza
دراين آزادي كه هزاران شكارچي در كمين اند...
زنده بادقفس...