زهرا توکلی
ـ ما همیشه صداهای بلند را می شنویم ، پررنگها را می بینیم ، و سخت ها را می خواهیم ، غافل از اینکه خوبان آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.
زهرا توکلی
یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند. یلدا مبارک...
زهرا توکلی
خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نیستـم یک روز هستم پـــــیش تو یک روز دیـــگر نیستــــــم از من مخواه عاشـق شدن عاشقـــی سرابی بیش نیست آن کس که از مـن ساختند جزسایه ایی ازخویش نیست هرگــز بـرایــــم دل مـــده چشمــــــان خود را تر نکـن این وضع پـــر آشوب من آشفتــــــه و بـدتــــــر نکـــن هرگــــز نگویی خواهمت من دوســــــــتت دارم هنـوز تو حیف هستی نازنیــــــن در پای بی مهـــــــرم نسـوز سر مستـــی و دلـــــدادگی ازمن گذشتس خستـه ام فردا عزیـــــــــمت میکنم بار سفــــــــــر را بستــه ام user_wall_7949972 خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نیستـم یک روز هستم پـــــیش تو یک روز دیـــگر نیستــــــم از من مخواه عاشـق شدن عاشقـــی سرابی بیش نیست آن کس که از مـن ساختند جزسایه ایی ازخویش نیست هرگــز بـرایــــم دل مـــده چشمــــــان خود را تر نکـن این وضع پـــر آشوب من آشفتــــــه و بـدتــــــر نکـــن هرگــــز نگویی خواهمت من دوســــــــتت دارم هنـوز تو حیف هستی نازنیــــــن در پای بی مهـــــــرم نسـوز سر مستـــی و دلـــــدادگی ازمن گذشتس خستـه ام فردا عزیـــــــــ
زهرا توکلی
دلتنگم...نه برای کسی... از بی کسی ...!!!
خسته ام... نه از تکاپو... از در به دری...!!!
نه دوستی ... نه یادی ... نه خاطره ی شیرینی...!!!
تنهایم...
تنهاتر از آن سنگ کنار جاده...!!!
اما مشتاقم!!!
مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند...!!!
زهرا توکلی
انصاف نباشد که من خسته رنجور پروانه او باشم و او شمع جماعت!!
زهرا توکلی
اندوهت را به برگ ها بسپار تا باد پاییزی آن را ببرد. آخرین شبهای پاییزیت به خیرو شادی.. پیشاپیش یلدا و تولدتون با هم مبارک... شاد وسلامت باشین...
زهرا توکلی
نام تو را که می آورم... دوباره ابر دلم میبارد نه اینبار دلتنگت نیست دل کوچکم با تو غریبگی میکند
زهرا توکلی
تو را دوست میدارم نمیدانم چرا...! شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد... ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام ؛ چه کسی مرا دوست می دارد...!!؟
زهرا توکلی
و شعرهای من برای تو کم است
برای خوبیت! برای مهربانیت…
چگونه میتوان وجود یک فرشته را،
به واژههای خشک یک ترانه ساده کرد؟!
زهرا توکلی
بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ ، دیگه همون بچه هم نیستیم پس می بینیم که چه دنیایی دارن بچه ها و چقدر دنیایی دارن بزرگ ترها پس ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه بچه بودیم کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم . .
زهرا توکلی
خانه دوست کجاست؟
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
كنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر كسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست
شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی میكوبم و به یادش با قلم سبز بهار
مینویسم ای دوست خانه دوستی ما اینجاست
تا كه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست كجاست
زهرا توکلی
تـــــــــــــــو .. تنـها بتــی هستــــی .. کـــه بــــا پـــــرستیدنت !... میتـوان بـــهشتـــی شد !!
زهرا توکلی
دوست داشتن واقعی، یعنی حاضرم مال من نباشی، ولی خوشبخت.........باشی.