زهرا توکلی
می خواهی بروی؟ برو رفتنت مرا نمی کشد غمگین هم نمی کند ...من سال هاست این جا به انتظار مسافرم نشسته ام و شما رهگذران را تسلی می بخشم...
زهرا توکلی
من زائر چشمان تو شدم . زائر ضریح دریا . زائر دقایق آسمان . زائر حقیقت کهکشانها .و من زائر تو شدم .زائر چشمهایی که تمام دنیای من شدند. چشمهایی که مرا به قله می رسانند .چشمهایی نه از جنس غزل بلکه خود غزل. خود خود عشق . تمام تمام صداقت .
زهرا توکلی
چشــــمانم خستــــه استــــ
و نبــــض ذهنــــم افتــــاده ؛
کاش نگــــاهتــــ یکــــ قــــدم نزدیـــکـــــ تــــر بـــود . . .
زهرا توکلی
بار آخر ، من ورق را با دلم بور میزنم ! بار دیگر حکم کن ! اما نه بی دل ! با دلت ، دل حکم کن ! حکم دل : هر که دل دارد بیاندازد وسط ! تا که ما دلهایمان را رو کنیم ! دل که روی دل بیافتد، عشق حاکم می شود ! پس به حکم عشق بازی می کنیم ! این دل من ! رو بکن حالا دلت را . . .! دل نداری ؟ بور بزن اندیشه ات را . . . ! حکم لازم ! دل گرفتن ، دل سپردن ، هر دو لازم ! عشق لازم !!!
زهرا توکلی
هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند ...
زهرا توکلی
گاهی وقتها آدم با آرزوهاش پیر میشه گاهی وقتها هم ... آرزوها آدم رو پیر میکنه
زهرا توکلی
سلام خوب من سیب را چیدم تـا ببینی تو را میخواهم ، نه بهشت را …
زهرا توکلی
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند.
زهرا توکلی
شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.یلدا مبارک
زهرا توکلی
به صد ؛ یلدا الهی زنده باشی/ انار و سیب و انگور خورده باشی/ اگر یلدای دیگر من نباشم/ تو باشی و تو باشی و تو باشی/