زهرا توکلی
خداوندا از روزگارت دلگیرم خداوندا از تقدیرم دلگیرم خداوندا اگر حکمت توست چرا حکمتش چیست برایم بازگو نما خداوندا مرا راهنما باش تا مبادا این سخنانم ذهنم را مخدوش سازد به قدرتت به حکمتت شک کنم
زهرا توکلی
خداوندا عزیزم را تو یاری کن
پناهش باش و در حقش تو کاری کن
الهی هر چه میخواهدنصیبش کن
خدایا بر لبش لبخند جاری کن
user_wall_7723882
خداوندا عزیزم را تو یاری کن پناهش باش و در حقش تو کاری کن الهی هر چه میخواهدنصیبش کن خدایا بر لبش لبخند جاری کن
زهرا توکلی
عشق... بخشیدن است هنگامی که فراموش کردن سخت می نماید, دستگیری است و رها نکردن امیدوار که فردا چون امروز پرشکوه خواهد بود, بازگویی رازها و نجواها و لذت بردن از شب های غرق در ستاره و از همه مهمتر, عشق آن است که بدانی که دیگر تنها نخواهی ماند.
زهرا توکلی
زندگی بعضی ها مثل مرداب است ؛ ساکن و بی حرکت بی هیچ اتفاقی ، هیچ دلشوره ای ، هیچ دغدغه ای . اینطور آدم ها همین که بخوابند و بیدار شوند ، بخورند و بپوشند راضی هستند . زندگی بعضی ها مانند چشمه است ؛ هر لحظه در جوشش ، هر لحظه ناب تر و هر لحظه زلال تر . هر دم از دم پیش بهتر و شفاف تر . بعضی ها اما مانند رود زندگی می کنند ؛ پویا ، خروشان ، مواج ، در گذر رود خاک ها را سیراب می کند عطش تشنگان را فرو می نشاند و باور سبزی به زمین می بخشد راستی ما چگونه زندگی می کنیم ؟؟؟ user_wall_7878649 زندگی بعضی ها مثل مرداب است ؛ ساکن و بی حرکت بی هیچ اتفاقی ، هیچ دلشوره ای ، هیچ دغدغه ای . اینطور آدم ها همین که بخوابند و بیدار شوند ، بخورند و بپوشند راضی هستند . زندگی بعضی ها مانند چشمه است ؛ هر لحظه در جوشش ، هر لحظه ناب تر و هر لحظه زلال تر . هر دم از دم پیش بهتر و شفاف تر . بعضی ها اما مانند رود زندگی می کنند ؛ پویا ، خروشان ، مواج ، در گذر رود خاک ها را سیراب می کند عطش تشنگان را فرو می نشاند و باور سبزی به زمین می بخشد راستی ما چگونه زندگی می کنیم ؟؟؟
زهرا توکلی
چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :
" نــــذار برم "
یعنـــــــی بــرم گــــردون
... سفــــت بغلـــــم کـــن
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
بگــــــو :
"خدافــــظ و زهــــر مـــار
بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!!"
چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!
چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟!
user_wall_7792306
چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنـــــــی بــرم گــــردون ... سفــــت بغلـــــم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و بگــــــو : "خدافــــظ و زهــــر مـــار بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه!!!!" چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!! چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟!
زهرا توکلی
چقدر سخته تو چشمهای کسی که تمام عشقت رو دزدیده وبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داده زل بزنی وبه جای انکه لبریز از کینه و نفرت بشی،حس کنی هنوزم دوسش داری. چقدر سخته توخیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدش هیچ چیزی به جز سلام نتونی بگی..... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه، اما مجبور باشی بخندی تانفهمه هنوزم دوسش داری
زهرا توکلی
گذشته در چشمانم مانده است عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم که نفهمی هنوز هم دوستت دارم
زهرا توکلی
پیلــهی تنهــایــیام شکفتــه نشــد هیــچوقــت . . . امــا چــه بــاک! ابــریشــم پیــراهنــت شــدهام حــالا!
زهرا توکلی
دلت طفل بود... قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را...
زهرا توکلی
ختره: حاج آقا اگه من دوست پسرمو ببوسم میرم جهنم؟ آخونده: پس نه با هواپیمای جت شخصی میری بهشت دختره: حاج آقا اگه شمارو ببوسم چی؟ آخونده: نـَـه مثل اینکه تصمیمت واسه رفتن به بهشت قطعیه .
زهرا توکلی
ختره: حاج آقا اگه من دوست پسرمو ببوسم میرم جهنم؟ آخونده: پس نه با هواپیمای جت شخصی میری بهشت دختره: حاج آقا اگه شمارو ببوسم چی؟ آخونده: نـَـه مثل اینکه تصمیمت واسه رفتن به بهشت قطعیه .
زهرا توکلی
چقدر خوشحال بود شیطان ، گمان میکرد فریب داده است مرا؛ نمی دانست تو پرسیده بودی: مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را.....!؟