اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمیکــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند ... هـمین
اميررضا
... چه قدر خوب میشد اگر ... یك بار ... فقط یك بار ... آسمان به زمین بیاید ... تا وقتی ... اشك میریزم : نگویند مگر آسمان به زمین آمده ؟؟؟؟
اميررضا
چقدر اینجا تاریک است ... چراغها خاموشند یا ماه پشت ابر است ؟ نه ! هیچ کدام ..!! ... چشمهای توست که بسته اند .....!!
اميررضا
دلم تنگ شده است برای کودکی هایم... و اشک هایی که بند می آمد با یک ، آب نبات ِ چوبی ...!
اميررضا
آدما دو جور زندگی میکنن :: یا غرورشون رو زیر پاشون میذران و با انسانها زندگی میکنن. یا انسانها رو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن
اميررضا
به زندگیم پوز خند نزن .... این بنده حقیر روزی کسی را داشت که با تمام وجود صدایم میکرد "عشق "
اميررضا
دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست ، تنها آسمانمان یکیست . . .
اميررضا
یــادت نخــواهـم انـداخــت ، که بـرگــردی ! اگــر مهّــم بـاشــم .. یــادت خــواهــم مــانــد !!
اميررضا
تنهایــــی را ترجیـــح میدهـــم، به تن هایـــی كه روحشــان با دیگریست...
اميررضا
اینجا ایران اسلامیست ... هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد . انگار در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند . اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست.... تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند...... !!!!
اميررضا
عصرى که شرم و حق حسابش جدا است ، و عشق سوء تفاهمى است که با «متاسفم» گفتنى فراموش مىشود ...
اميررضا
داستان زیبای مرد ولگرد و رماتیسم :: کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟ کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری و روابط جنسی نا مشروع است مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟ مردک گفت من روماتیسم ندارم اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است .
اميررضا
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت . مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
اميررضا
نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری؟ بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد ... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟
اميررضا
نشسته ام…. _ کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل