sahar
خیلی تند رفت کودکیم با ان دوچرخه قراضه که همیشه خدا پنچر بود
sahar
مادرم میگوید ادم به دور شده ام..نه مادرم ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻨـ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﺎﻥ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧَﺮ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺎﺧﺘﻢ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﻧﺎﯼ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﺑﺎﺧﺘﻨـ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻂ ﻭ ﺧﺎﻝ ﺷﺪﻡ ﺍﯼ ﺗُﻒ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ روح ﺧﻮﺩﻡ
sahar
بله...ﺩﺭدام هس ﮐﻪ ﭼﺸمامو ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩه . .دردام
sahar
ﻀﺎﯼ ﺧﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺭﻭﺣﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ . . . ﻫﻤﻪ ﯾﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﻋﺼﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎ ﺭﻭﺣﯽ
sahar
ینی نمیدونم این دنیا دیگه کجای سرو تهه منو نریده گذاشته که تموم نمیشه
sahar
ﺑﺎﺑﺎﻡﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ....؟ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!! ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ...'?
sahar
تو یه پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر افتاد زمین سریع بلند شدم و گفتم ببخشید. خواستم کمک کنم بلند شه دیدم از این مجسمه های مانکنه. دیدم یه یارو داره نگاه میکنه و یه لبخند هم رو لباشه بهش گفتم خنده داره فکر کردم آدمه. خوب که دیدم اونم یه مانکن دیگه است
sahar
شما یادتون نمیاد یه مسترابایی بود به صورت ذوزنقه، خودش اینجا بود سوراخش نزدیک هسته کره زمین! لامصب تونل وحشتی بود واسه خودش...
sahar
یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ... اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا که با چشمشونم دروغ میگن!
sahar
فعلا نه زنگ بزن نه اس بده، علیمون شک کرده. "خواهردکترشریعتی"
sahar
یه شب تو مهمونی- شوهره با سرو چش علامت داد به همسرش:اقا ما دیگه رفع زحمت میکنیم ...خدافظ. ادامه صحبتها تا دم در؛ اقا شرمنده ایستادین دم در ...خدافظ خدافظ.سوار ماشین 2 بوق ینی خدافظ.. رسیدن سر کوچه دارن محو میشون یه بوق و دست تکون دادن خدافظ خدافظ...