•▪●۩ اسی ۩●▪•
كو آن زمان شب زمستانی كنار پنجره... برف... كرسی... بوی نفت سماور ... یا شر شر باران... شادی كودكان شاهنامه شنو از مادربزرگان...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
گاهی اوقات دوست نداری شب صبح شود و یا صبح شب...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
* فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس ///حافظ
•▪●۩ اسی ۩●▪•
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست ... من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
تو را می بینم ای گیسو پریشان در غبار یاد تو با من مهربانتر از منی با من...