دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

چه بگويم؟ سخنی نيست. در همه خلوتِ اين شهر، آوا جز ز موشی که دراند کفنی نيست. وندر اين ظلمت‌جا جز سيانوحه‌یِ شومرده زنی نيست. ور نسيمی جنبد به ره‌اش نجوا را نارونی نيست. چه بگويم؟ سخنی نيست...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

چه بگويم؟ سخنی نيست. پشتِ درهایِ فروبسته شبِ از دشنه و دشمن پُر به کج‌انديشی خاموش نشسته‌ست. بام‌ها زيرِ فشارِ شب کج، کوچه از آمدورفتِ شبِ بدچشمِ سمج خسته‌ست.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

در قفلِ در کليدی چرخيد بيرون رنگِ خوشِ سپيده‌دمان ماننده‌یِ يکی نوتِ گم‌گشته می‌گشت پرسه‌پرسه‌زنان رویِ سوراخ‌هایِ نی دنبالِ خانه‌اش...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اینچنین میگذرد روز و روز گار من .من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام را دوست دارم ولی از زبانم میترسم من میترسم از هستم ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز/هر طرف مي سوزد اين آتش/پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش همه پرهای پکش سوخت کجا باید فرود آید، پریشان مرغک معصوم؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است دلش می‌ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون صدف با خویش دلش می‌ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش چه گوید با که گوید، آه

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می‌پخت پرید آنجا، نشست اینجا، ولی هر جا که می‌گردد غبار و آتش و دود است نگفتندش کجا باید فرود آید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بیا مثل آب شویم در تشنگی مثل سال شویم در نزدیكی مثل بوسه شویم در خداحافظی مثل هرگز شویم در دوری و مثل ما شویم در من ها به خدا میشود فقط كمی بند كفش هایت را محكم تر ببند. یاعلی. ... در پناه حق باشید .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد تگرگي نيست ، مرگي نيست صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

جامه اش شولاي عرياني ست ور جز اينش جامه اي بايد بافته بس شعله ي زر تا پودش باد گو بريد، يا نرويد، هر چه در هر كجا كه خواهد يا نمي‌خواهد باغبان و رهگذاري نيست باغ نوميدان چشم در راه بهاري نيست

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

قاصدك ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم ......

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عاشق نشدی ، وگرنه می فهمیدی پاییز ، بهاریست که عاشق شده است