•▪●۩ اسی ۩●▪•
كو آن زمان شب زمستانی كنار پنجره... برف... كرسی... بوی نفت سماور ... یا شر شر باران... شادی كودكان شاهنامه شنو از مادربزرگان...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
* فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس ///حافظ
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه سخت است همنشين شدن با كسانيكه در لباس دوستی ناغافل به تو خنجر ميزنند....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد , می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی شمس لنگرودی
•▪●۩ اسی ۩●▪•
ای کاش عشق را زبان سخن بود....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
آری دلم . گلم . این اشکها خونبهای عمر رفته من است ......
•▪●۩ اسی ۩●▪•
من نمیبخشم اگه جای پات بی جای پام جایی حک بشه ...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
لبها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد. پروای چه داری، مرا در شب بازوانت سفر ده. انگشتان شبانه ات را می فشارم ،