•▪●۩ اسی ۩●▪•
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشواراست چه زجری میکشد آن کس که انسان است واز احساس سرشار است..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دوستی با هر که کردم دشمن مادرزاد شد .......
•▪●۩ اسی ۩●▪•
در فراسوی مرزهای تن ام تو را دوست می دارم. در آن دور دست بعید که رسالت اندام ها پایان می پذیرد و شعله و شور تپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند و هر معنا قالب لفظ را وامی گذارد چنان چون روحی که جسد را در پایان سفر تا به هجوم کرکس های پایان اش وانهد... در فراسوی عشق تو را دوست می دارم در فراسوی پرده و رنگ. در فراسوی پیکرهای مان با من وعده ی دیداری بده. " شاملو"
•▪●۩ اسی ۩●▪•
کاش میشد سرنوشت خویش را از سر نوشت،کاش میشد اندکی بهتر نوشت،کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی،داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
خدایا!کاش آنقدر بزرگ بودم که می توانستم دستهای تو را که برای دوستی دراز شده بود بگیرم،لمس کنم و ببوسم!
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مام بریم دیگه .در پناه حق باشید .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
....::اللهم عجل لولیک الفرج::....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
لحظه ها می گذرند آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است وای اگر تلخ کنند از ما یاد.....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
گر که عاشق پیشه ای از بهر یار کن تو پس خود توت فرنگی را به بار گر که خواهی آن نسوزاند گلو پس بیا و بار کن طعم هلو چایی و یک کاسه قند قالبی. در کنار دود طعم طالبی سوسک گردد پیش قد تو نگار طعم آلو آلبالو کاهو خیار این چه گفتم ذره ای از بحر بود داشفنر این ها به یک شب می سرود
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اگر براستی خواستن توانستن بود محال نبود،وصال و عاشقان که هميشه خواهانند هميشه ميتوانستند تنها نباشند.....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
و هنوز به شکرانه ی این موهبت سر به سجده خواهم گذاشت که کاغذ مکنونات قلبی ام را می پذیرد و قلم اسرار درونم را به واسطه آنکه خشه ای در آن وارد کند با جوهر خویش می نگارد .