•▪●۩ اسی ۩●▪•
دلتنگی چه حس بدی است تنهایی چه حس بدی است كاش پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی میبارید كاش نگاهم شرار نور میشد آشتی میداد و كه دوست داشتن چه كلام كاملی است و من چقدر دلم تنگِ دوست داشتن است
•▪●۩ اسی ۩●▪•
پروانه ام و شـوق وصال تن آتش دارم تا جـان به بدن چشـم به راهش دارم درمان چه کند غیر که از دوری اوست ایـن زخـم کـه در سینه ز یادش دارم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
هـمـا ی بخت خوش آخر بر این شانه چو بنشسته هـمـه چـشـم حـسـودان را یکایک کور می خواهم!
•▪●۩ اسی ۩●▪•
شــراب و بــاده پـی در پـی بـریـز و جـام را پـر کـن بـیـا ساقی و مستم کن شبی پر شور می خواهم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
بـزن مـطـرب نـوایـی خـوش تـب تـنـبور می خواهم سـرا ی خـانـه را امـشـب سراسر نور می خواهم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
فتادم از پا ز ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی رهایی غم نمیتوانم تو چاره ای کن که می توانی