faafaa
گفتمش از غم هجران چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفت :بسوز................گفتمش چاره ی این سوز بگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفت:بساز.................
faafaa
عشق آمد و خیمه زد به صحرای دلم.............
faafaa
من مناجات درختان را هنگام سحر...........رقص عطر گل یخ را با یاد...........نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه....صحبت چلچله هارا با صبح............نبض پاینده ی هستی را در گندم زار.............گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل...........همه را می شنوم می بینم............من به این جمله نمی اندیشم..............به تو می اندیشم.....!
faafaa
در محکمه دل....عشق چنین گفت:...........معشوق تو ناز است.......عزیز است......ملوس است.............اعضای وجودم همه گفتند............صحیح است.......صحیح است.......صحیح است...................
faafaa
من ثروتمندم چون چیزی دارم که با پول نمیشه خرید.................
faafaa
عشق مثل گنجشک می مونه..............اگه محکم بگیریش میمیره............اگه شل بگیریش می پره..........طوری میگیرمش که تو دستام خوابش ببره................
faafaa
دو چیز را فراموش نمی کنم...................یاد خداو یاد مرگ..............
faafaa
من میگم زندگی کشیدن تصویر است نه جمع زدن ارقام..............
faafaa
من میدانم که هدف اصلی زندگی کسب دانش نیست..................بلکه عمل کردن به آموخته هاست............................
faafaa
من میدانم که باغ وحش آن جایی است که حیوانات وحشی را از شر انسان در امان نگه می دارد.............
faafaa
من در غربت داغ کویر آن ابری می شوم که می بارد..................
faafaa
در جاده زندگی.هر تقاطع فرصتی است برای تصمیم گیری..........پس درست تصمیم میگیریم.............
faafaa
خوب زندگی میکنم چون تو جاده زندگی نوشته :دور زدن ممنوع......................
faafaa
سلام به روی گل دنبالریون همه با هم..................
faafaa
بای بای همه دنبالریون. شب همگی با هم پر ستاره..............