faafaa
خدا موسیقی را به ما داد تا دردهایمان را از یاد ببریم. ( ویوالدی)..........
faafaa
می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید..................
faafaa
اگر نميتواني بالا روي،سيب باش كه افتادنت انديشه اي را بالابرد
faafaa
مرا بسپار در یادت............به وقت بارش باران.........نگاهت گر به آن بالاست........... و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد...............دعایم کن که من محتاج محتاجم...........شب همه دنبالریون گل خوش...............
faafaa
بیش از آنچه به تو تعلق دارم نمی توانم مال تو باشم................واتسون
faafaa
همش حرف ،حرف ،حرف..............حرفای خوب و قشنگ و بدرد نخور...............من از مردم همین شهرم...........همه ی مردم شهر را دوست دارم چون تقریبا هیچ کدامشان را نمی شناسم...........از آدمهای بزرگ مجسمه ساختیم و دورشون نرده کشیدیم.................اگر کسی حرف های این آدم ها رو باور کنه باید بین خودش و مردم نرده بکشه.............من این حرفا رو باور کردم.........اصلا باور کردنی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟«توانا بود هر که دانا بود...» واقعا؟؟؟؟من با اینا غریبه ام با مجسمه آدم ها..........با آدم های مجسمه.......اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد.............آدم ها از دور دوست داشتنی ترند................
faafaa
وقتی خاطراتت زیاد میشه دیوار اتاقت پر از عکس میشه............اما دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو رو دیوار اتاقت بزنی................
faafaa
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند که آن کودک.........که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد.......کجای لذتش زیباست؟!.....
faafaa
تنها هنگامی که خاطره ات را می بوسم...........در می یابم دیریست که مرده ام..............چرا که لبان خود را از پیشانی تو سرد تر میابم.........از پیشانی خاطره ی تو .......ای یار...............ای شاخه ی جدا مانده ی من...........
faafaa
گاه می اندیشم.........خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟؟؟؟؟؟؟آن زمان که خبر مرگ مرا .از کسی میشنوی...........روی تو را کاشکی می دیدم............شانه بالا زدنت را بی قید.......و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد.....و تکان دادن سر را که عجب.!عاقبت مرد؟.........افسوس................کاشکی می دیدم..........من به خود می گویم :"چه کسی باور کرد .....جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟"............
faafaa
دشمن به آدمی این زمان را می دهد که توانایی های خویش را باز شناسد............ارد بزرگ......
faafaa
کسی که به خود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد..............................گوستاو لوبون
faafaa
هرگز نمیتوان با آدم های کوچک کارهای بزرگ انجام داد..................سیسرون....
faafaa
تجربه میوه ای است که آن را نمی چینید..........مگر پس از گندیدن..........ارسطو