faafaa
در این دنیا کسی محرم اسرار کسی نیست...........ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست....................
faafaa
هزاران سال و ماه آشنایی به یک روز جدایی ها نیرزد..............
faafaa
بگورستان گذر کردم کم و بیش.................بدیدم حال دولتمند و درویش....................نه درویشی به خاکی بی کفن ماند..............نه دولتمند برد از یک کفن بیش............
faafaa
نیکوست که ثروتمند باشی و توانمند.....اما نیکوتر آن است که دوستت بدارند.............
faafaa
دنبالریون گل................شب کلهم همتون باهم خوش...................ساعات خوشی را برای همتون خواستارم.............بای بای...............
faafaa
امروز که نزد تو ام مرحمتی کن.......فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت..............
faafaa
زندگی چیست؟؟؟؟؟؟؟؟ خون دل خوردن........اولش رنج است ...........آخرش مردن.....................
faafaa
عهد کردم که دگر می نخورم............به چز امشب و فردا شب و شب های دگر.................
faafaa
بودیم وکسی پاس نمیداشت که هستیم...باشد که نباشیم و بدانند که هستیم..............
faafaa
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من................شب هجران نکند قصد دل آزاری من..............
faafaa
او زمزمه میکرد:محبوبم چشمانت را بالا بگیر.......به تندی گفتم:دور شو....ولی او حرکت نکرد و هر دو دستم را گرفت.گفتم:ترکم کن.....ولی او نرفت....سر جلو آورد نگاهش کردم و گفتم: چه بی شرم......ولی از جای نجنبید....لبانش گونه ام را نوازش کرد....لرزیدم و گفتم:چه گستاخی.....ولی او شرم نکرد....گلی به مویم آویخت....گفتم:بی فایده است..........آنگاه او بی حرکت ماند....حلقه ی گل را از مویم به در آورد و رفت.....حال می گریم و از دل می پرسم:چرا او باز نمیگردد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
faafaa
هر چه گشتم در این شهر نبود اهل دلی...............که بداند غم دلتنگی و تنهایی ما.....................
faafaa
ماه از گوشه ی ابری به در آمد........آنگاه............مات در من نگریست..........و من آرام فقط....شانه بالا زدم و خندیدم...او ندانست که من در پس این خنده.............. غم هجران تو را............باز پنهان کردم................
faafaa
روی هر سینه سری وقت وداع می گرید.............سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست............