faafaa
به سلامتی مداد پاک کن…… که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه.........
faafaa
به سلامتی مادر... که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره مادره... ........
faafaa
به سلامتي آسمون که با اون همه ستاره اش يه ذره ادعا نداره………. ولي يه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و آدمو سرويس کرده………
faafaa
به سلامتي همه باباهايي که رمز تموم کارتهاي بانکيشون شماره شناسنامشونه...............
faafaa
کمپوت باز کرديم بخوريم ، به مامانم ميگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...ميگه : آره………. ميگم : بريزمش دور ؟………. ميگه : نه بزار تو يخچال بابات مياد ميخوره !!!!به سلامتي همه باباها.........
faafaa
به سلامتي کسي که وقتي بردم گفت : اون رفيــــــــــــــــــــــ ــق منه ....... وقتي باختم گفت : من رفيــــــــــــــــــــــ ـــــقتم ......
faafaa
شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !................
faafaa
شما یادتون نمیاد........، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، .......بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده .......بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم .....و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم)............ و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !...........
faafaa
شما یادتون نمیاد..............
faafaa
شما یادتون نمیاد.........................
faafaa
شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف میخواست با صوت بخونه........................
faafaa
شما یادتون نمیاد، .............خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون،...... تو کتاب تعلیمات اجتماعی !..........
faafaa
شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !.....................
faafaa
شما یادتون نمیاد، ......صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم......... به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود ......ولی سمت چپی ها نو بود ! .......................
faafaa
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن..............