faafaa
يادمان باشد تا هستيم به ياد هم باشيم ، موقع رفتن فرياد صدايى ندارد...!..............
faafaa
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی.......... وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . ..... وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی ...... وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند ..... وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد ....... وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود .... ........ وقتی تمام درها به رویت بسته است...... آن گاه دست هایت را بسوی آسمان بلند می کنی........ و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ بر می آوری که :....... ای خدای بزرگ دوستت دارم.... و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.......
faafaa
روباهى داشت با موبايلى شماره میگرفت زاغه از بالاى درخت گفت:....... پايين آنتن نمىده بده برات شماره بگيرم!!......... روباه تا موبايل رو داد به زاغ......... راغ گفت: اين عوض اون قالب پنيری که کلاس سوم ابتدايى ازم زدی .........
faafaa
هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد .............
faafaa
گاهی اوقات باید خداحافظی کنی با آدم هایی که دوستشان داری............. بروی و دیگر هیچ وقت باز نگردی ...........
faafaa
خدایا دلم هوای دیروز را کرده..... هوای روزهای کودکی را...... دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم..... آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد....... دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم...... و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را ...... میخواهم خط خطی کنم.... تمام آن روزهایی که دلم را شکستند...... دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان....... هر چه میخواهید بکشید......... این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو ..........
faafaa
زیاد خوب نباش......
زیاد دم دست هم نباش........
زیاد که باشی زیادی می شوی........
faafaa
بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است... ادعایشان آدمیت... کلامشان انسانیت... رفتارشان صمیمیت... ... حال، من دنبال یکی میگردم که... ... نه آدم باشد... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی... تنها صاف باشد و صادق... پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید.... صاف و یکرنگ .....
faafaa
باهيچكس.......... بر سر باورش نمى جنگم!....... خداى هر كس...... همان است كه...... درون او با وی سخن مى گويد.........
faafaa
معبودا............
مرا به بزرگی چیز هایی که داده ای آگاه و راضی کن........
تا کوچکی چیز هایی که ندارم ، آرامشم را بر هم نزند..........
faafaa
تو دیروز رفته ای و انگار هزاران فرداست که کسی به من نگفته است دوستت دارم.......................
faafaa
ميشه بیدليل دوست داشت!.............................. اما نميشه بیدليل دوست نداشت! .....................
faafaa
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد................ مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد..........رهگذری او را دید و پرسید: “برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟..........” مرد پاسخ داد: “این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.”........... چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟........ عشق ورزی را متوقف نساز. ..........لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند. ....................