faafaa
مردی به پدر همسرش گفت :عده زيادي شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین میکنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟......... پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهیهایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده. همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطرکوتاهیها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند!........
faafaa
سلام سلام....................من اومدم..........هورا............
faafaa
دوستان همگی بای بای.......................مواظب خودتون باشید....................دوستون دارم...........
faafaa
مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما……صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش نديد……..رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش……….معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش…….يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مردو نا مرده بهش تکيه ميدن…….نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن ..........
faafaa
گاهی مثل باران...... باید بارید.... گاهی نرم و گاهی تند...... و گاهی..... خیس باید کرد..... ...گلبرگ های زیبای برون را وگاهی باید شکست...... شاخه های زاید خشکیده را...... تا سبز شوند جوانه ها.... و بخوانند... ترانه عاشقی را..... زیر قطرات نم نم باران..... و گاهی مثل باران..... باید بخشید ترانه زندگی را..... تا عاشقی کنند..... پروانه ها......
faafaa
نه به دیروز هایی که بودی فکر میکنم........ نه به فرداهایی که شاید بیایی......... می خواهم امروز را زندگی کنم.... خواستی باش... خواستی نباش.........
faafaa
بزن باران... من سفر کرده ای دارم که یادم رفته است پشت سرش آب بریزم... بزن باران....
faafaa
.زن که باشی دربارهات قضاوت میکنند؛............ در بارهی لبخندت. که بیریا نثار هر احمقی کردی....... دربارهی زیباییات.... .......که دست خودت نبوده و نیست.... دربارهی تارهای مویت...... که بیخیال از نگاه شکآلودهی احمقها از روسری بیرون ریختهاند....... دربارهی روحت، جسمت...... دربارهی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت میکنند........ تو نترس و زن بمان.... احمقها همیشه زیادند........ نترس از تهمت دیوانههای شهر........ که اگر بترسی.... رفته رفته.......... زنِ مردنما میشوی..........
faafaa
سلام.....من اومدم یه سر کوتاه بزنم و زود برم..................خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
faafaa
دوستان گلم من دارم میرم................مواظب خودتون باشید..................دوستون دارم..........بای بای.............
faafaa
غروب شد............خورشید رفت...........آفتاب گردان به دنبال خورشید گشت..........ناگهان ستاره چشمک زد.............آفتاب گردان سرش را پایین انداخت و گفت..............گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند..................
faafaa
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود.............در بند نگاه او گرفتار نبود................من عاشق او و او زعشق من بی خبر است..............ای کاش دل و دلبر ودلدار نبود.................