faafaa
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟.......... فرمود چهار اصل:........ 1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم....... 2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم......... 3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم....... 4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم...........
faafaa
اگر واقعا عاشقش باشی............
faafaa
مقتول عشق هر طرف افتاده چاک چاک........ مذبوح عشق هر طرف افتاده پاره پار.......... با خط سرخ بر رخ هر یک نوشته اند......... هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به یار.......... .......
faafaa
شاید آنروز که سهراب نوشت:... تا شقایق هست زندگی باید کرد...... خبر از دل پر درد گل یاس نداشت....باید اینطور نوشت:...... هر گلی هم باشی چه شقایق !چه گل پیچک و یاس! زندگی اجباریست........ زندگی در گرو خاطرهاست!خاطره در گرو فاصله هاست!!......... فاصله تلخ ترین خاطرهاست..........
faafaa
مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است .... من که به معجزه عشق ایمان دارم میکشم آخرین دانه کبریت را در باد.......... هر چه را بادا باد........
faafaa
تیغ روزگار شاهرگ کلامم را چنان بریده ، که سکوتم بند نمی آید .. .........
faafaa
گفتی " دوستت دارم " حسودی ام شد ! ، حتی زیبا ترین دروغ سیزده را هم تو گفتی !!!.........
faafaa
روزی فکر میکردم اگر اورا با غریبه ببینم شهر را به آتش میکشم .......اما امروز حاضر نیستم حتی کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست.....
faafaa
نه چتر با خود داشتی... نه روزنامه..... نه چمدان.... پس از کجا باید میفهمیدم که مسافری؟ ..........
faafaa
مثل یه مسابقه شده بود! مسابقه گذاشته بودیم که کی اون یکی رو میتونه بیشتر دوست داشته باشه؟ اما آخرش وقتی برنده شدی جایزتو گرفتی و رفتی............
faafaa
این جاده های پیر...........
faafaa
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیره های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش... اگر درستکار باشی فریبت می دهند ولی درستکار باش ... نیکی های امروزت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش ... بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر کافی نباشد و در نهایت می بینی که هر آنچه هست میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم ...(کوروش کبیر) .....
faafaa
نماز کردم........ و از بیخودی ندانستم که در خیال تو عقد نماز چون بستم......... ...........