هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ، پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند تو تنها کسی باشی که می خندی .
مهدي ام من که مرا گرمي بازاري نيست/ بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست/ همه گويند که در حسرت ديدار من اند/ ليک در گفته اين طايفه کرداري نيست... شرمنده ام
رسول اكرم صلى #الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لايَزيدُ اللّه بِهِنَّ إِلاّ خَيرا: اَلتَّواضُعُ لايَزيدُ #اللّه بِهِ إِلاَّ ارتِفاعا وَذُلُّ النَّفسِ لايَزيدُ #اللّه بِهِ إِلاّ عِزّا وَالتَّعَفُّفُ لايَزيدُ #اللّه بِهِ إِلاّغِنَىً؛ سه چيز است كه #خداوند به سبب آنها جز بر خير و خوبى نمى افزايد: تواضع كه #خداوند به سبب آن جز بلند مرتبگى نمى افزايد، شكسته نفسى كه #خداوند به سبب آن جز عزّت نمى افزايد و مناعت طبع كه #خداوند به سبب آن جز بى نيازى نمى افزايد. بحارالأنوار، ج75، ص124، ح
سالها پيش از اين زير يك سنگ گوشه اي از زمين من فقط يك كمي خاك بودم همين يك كمي خاك كه دعايش پر زدن سوي آن سوي پرده ي آسمان بود آرزويش هميشه ديدن آخرين قله ي كهكشان بود ** * خاك هر شب دعا كرد از ته دل خدا را صدا كرد يك شب آخر دعايش اثر كرد يك فرشته تمام زمين را خبر كرد و #خدا تكه اي خاك را برداشت آسمان را در آن كاشت خاك را توي دستان خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاك توي دست #خدا نور شد پر گرفت از زمين دور شد راستي ؛ من همان خاك خوشبخت ، من همان نور هستم ، پس چرا گاهي اوقات اينهمه از #خدا دور هستم!
دوستان برای شادی روح ِ روح #الله داداشی یه فاتحه بخونین ..... ...... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .... بسم الله الرحمن الرحيم الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد ..... یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم ..... آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافههاش ..... همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن ...کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه ..... قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه! قصاب اشغال گوشتهای اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن ..... اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی میکرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟ جوون گفت اّره ..... سگ من این فیلهها رو هم با ناز میخوره ..... سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟ پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره ..... جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچههام میخام اّبگوشت بار بیذارم! جوونه رنگش عوض شد ..... <دیدگاه>
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن ..... پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟ جوون گفت: چرا پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه ..... بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.
اینو باهات موافقم
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبلهمینو بگو!! من هم از همین امشب نالیدم
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبلمرسی مهدی جان
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبلایول سعید، تو یه وقت دیگه باز نشرش میکنم
خواهش داداش مصطفی ما خیلی با هم همفکریما !یه گروه بزنیم
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبلقربونت!
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبل