farnaz.kh
. رفتنت را خیالى نیست فقط مانده ام چگونه در چشمانى به آن زلالى، جا داده بودى آن همه دروغ را ! .
farnaz.kh
من بی تـــو، شعر خواهم نوشت… تـــو بی من چه خواهی کرد؟
farnaz.kh
از یکی پرسیدند “بالاخره تونستی فراموشش کنی ؟” جواب داد “آره … تو این سه ماه و نوزده روزی که رفته یه بارم بهش فکر نکردم” .
farnaz.kh
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد … .
farnaz.kh
اگه یه ذره دقت کنیم بوش و استشمام میکنیم..."بوی ماه مهر" و ...ماه مهری که در حق من یکی خیلی "بی مهری کرد...ماه مهربان؟؟؟؟؟...هه...ته نامهربانی بود...بذارین من بگم...بوی ماه مهر ...بوی کندن دلت با کلنگ از خانواده و رفتن به دانشی از نوع "گاه گاهش"....ای داد بی دادرس من...دباره پاییز اومد...
farnaz.kh
میگفت میخواهم افطارم را با لبانت باز کنم...و من چه احمقانه منتظر میماندم تا افطارش را باز کند...غافل از اینکه او صبح تا شب روزه خواری میکند...
farnaz.kh
. تلــخ است … فــرداهـایــی را مـی گـویـــم کـه قـرار است از تـــــو کــه همه دنیای منـی یک انســان معمــولــی بسازم! .
farnaz.kh
دلم زیادی روشن بود . . . . . . سوخت ...
farnaz.kh
خدایا در لیست آدمهایت اشتباهى شده…
اسم من که ایوب نیست!