از بایزید بسطامی، عارف بزرگ، پرسیدند: این مقام ارزشمند را چگونه یافتی؟ گفت: شبی مادر از من آب خواست. نگریستم، آب در خانه نبود. کوزه برداشتم و به جوی رفتم که آب بیاورم. چون باز آمدم، مادر خوابش برده بود. پس با خویش گفتم: «اگر بیدارش کنم، خطاکار خواهم بود.» آن گاه ایستادم تا مگر بیدار شود. هنگام بامداد، او از خواب برخاست، سر بر کرد و پرسید: چرا ایستاده ای؟! قصه را برایش گفتم. او به نماز ایستاد و پس از به جای آوردن فریضه، دست به دعا برداشت و گفت: «خدایا! چنان که این پسر را بزرگ و عزیز داشتی، اندر میان خلق نیز او را عزیز و بزرگ گردان».
مادرم!!!!!!هنوز هم چشمانم به دستان توست تا بروی اسمان بلند گردد تا گره از کارم گشوده شود تا خدا بازهم ثابت کند گره کار در دستان توست......پس مادرم .تاج سرم.بار دگر دریابم
@گمنام ... تا كي ز پس واژه ، من معتكف ديرت ... تو پرده فرو انداز ، من ساكتي پر حيرت ... من دست به دامان ، گلهاي قدم پوشت ... تو قادمي بر اين دل ، اي عاشق پر غيرت ..گمنام.... نزديك اذان ظهر تقديم به حضرت صاحب الزمان .. صلوات
@farnaz.kh دلم میخواهد مرا با یک سنجاق قفلی به زندگیت وصل کنی، حتی اگر هیچوقت یادت نیافتد کسی وصل است به تو، همین که آن پایین نشسته ام، و تو را نگاه می کنم کافی است....
یه پسرایی هستــن که . . . ابروهاشون فابریک خودشونه همونایی که نه لکسوز دارن نه کمـری ..! اما مـرام دارن چشمشون همه جا کار نمی کنه و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیستن پُــــز نمیـــــــدن پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیست آره رفیـق ..! اونایی که تکیه کلامشون معرفته آدم میتــونه بهشون تکیه کنه کنارشـون آرامش داری کنـارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیست و آدم ها رو مثل هـم نمی بینن این جور پسرا خیلی مَـردن خیلی َتَکن، خیلی خاصن … خیلی شُوخن ولی احساس شون قویه آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه ..!! قدر اینارو بدونید الکی حرومشون نکنید...!!!!

13 سال و 1 روز و 17 ساعت و 3 دقيقه قبلامیر تو چی میگی؟؟؟
13 سال و 1 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبلمنم دلتنگم دیگه حتما که به فرناز نبودی
13 سال و 1 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبل
13 سال و 1 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبل
13 سال و 1 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل