ای که بی تو خودمو ، تک و تنها می بینم هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم یادمه چشمای تو ، پر درد و غصه بود قصه ی غربت تو ، قد صد تا قصه بود یاد تو هر جا که هستم با منه ، داره عمر منو آتیش میزنه . . .
ای بداد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
آدمها شوخی شوخـــی به هم زخم میزنند ولــــــی قلبها جدی جدی میشکنند . . تو شوخی شوخی به من لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم تو یه روز شوخی شوخی تنهام میزاری منم جدی جدی بــــــــــی تو میمیرم . .!{/
زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ / زندگي ، خاطر دريايي يك قطره، در آرامش رود / زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر / زندگي، باور درياست در انديشه ماهي، در تنگ / زندگي، ترجمه روشن خاك است، در آيينه عشق / زندگي، فهم نفهميدن هاست / زندگي، پنجره اي باز، به دنياي وجود / تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست / آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست / فرصت بازي اين پنجره را دريابيم / در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم / پرده از ساحت دل برگيريم / رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم ...
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .