آروین
روزگار آدم با مرگ تموم میشه پس عشق هم با مرگ تموم میشه ، روزگار آدمو میشه سیاه کرد ، ولی عشق آدمو چی...؟؟
آروین
این عشق آخر منو روونه ی جایی میکنه که سر و کار هر عاشقی با اونجاست ، دیوونه خونه ، اونجا شاید کسی آدمو درک کنه که میگه عاشقم و این عاشقم گفتنهاست که یک دنیا ارزش داره ، و این نام عشق است که می ماند ( ...! )
آروین
خدا بهم کمک کن بتونم ببینم اون چیزایی که بهم دادی وقدرش رو نمیدونم
آروین
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش
آروین
خدایا !...از تو تمنا می کنم تو !...بهترین تصمیم گیرنده ی زندگی من باش مهربانا !
آروین
زندگی قصه ی آدم یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نخریدند ، تمام شد
آروین
کاش باور داشتیم هر روز تولدمون هست هر روز که خداوند به ما مهلت زندگی دوباره میدهد بایستی تولدمان را جشن بگیریم اما افسوس که ما فقط سالروز اولین به دنیا آمدنمان را جشن میگیریم.
آروین
خدایا من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم تمنا دارم یک یک نقصهای درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است برطرف کنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو کمربندم .
آروین
خدایابه من نگاه کن به درون قلب من نگاه کن ببین که آیا من از چیزی غمگین یا نگرانم ببین که آیا من کار بدی انجام داده ام به من بیاموز که چگونه تو را دوست داشته باشیم برای هر روز وهمیشه.
آروین
ای خدای مهربون خیلی دلم گرفته دلم میخواد مثل چشمه سبک بی رنگ باشم و همه جا برم ولی نمیدونم چرا مثل یه تیکه سنگ در جا خشک شدم خدا یا کمکم کنم دارم دق میکنم
آروین
خدایا ... پروردگارم ... مرا اندکی دوست بدار ... ولی طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ...