آروین
گناهم چه بود اینکه به یادت بودم واز احوالت جویا شدم و گفتم تو چهرت غم کهنه نشسه تو میگی خدا حا فظ برای همیشه اینه رسم عاشقی ...
آروین
آری، آری، زندگی زیباست. زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست. گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست. ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست.
آروین
نه،هیچ خبری نبود حتی حادثه ای آن شاپرکی که صبح به زانوی من نشست گمشده ی دریا بود نه اقبال بامداد.
آروین
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید کودکانه شاید بی غرور… اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…
آروین
نذار امشبم با یه بغض سر بشه بزن زیر گریه چشات تر بشه بذار چشماتو خیلی آروم رو هم بزن زیر گریه سبک شی یه کم
آروین
یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی
آروین
یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودیم سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها
سلام داداش ...
14 سال و 11 ماه و 12 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام.
14 سال و 11 ماه و 12 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام
14 سال و 11 ماه و 12 روز و 16 ساعت و 1 دقيقه قبلسلام داداش حمید
14 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلسلام حمیده جان
جک عزیز سلام