دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد

من خودمم درباره »
محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 421

دنبال‌شدگان

(16 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(86 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

محمد
محمد

اصــلاً مهــم نیــست کــه 3 میـــلیـــارد جنــس مونث روی کـُـره خــاکـــیـــه و مــَـن یــکیــشــــم نــــدارم .. . . . . . مهـــم ایـنــــه کــــه 3 میـــلیــــاد دختر هَــستـن کـــه آرزوی یـــه پسر خـــوب دارن و مـــنـــو ندارن !! یه همچین آدمیم

محمد
محمد

نمیدونم چرا تو فیلمای ایرانی‌ لباسایی که شستن همش مانتو و روسری و این چیزاس !! مگه ملت شورت نمیپوشن ؟؟؟

محمد
محمد

نميدونم چرا وقتي سگ ميشم هيچكي دوسم نداره ،ولي وقتي خر ميشم همه عاشقم ميشن؟؟؟؟!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
محمد

ســــــــــــــلام عــــــــــــــــــــــــزیــــــــــــــــــــــزان

محمد
محمد

سوار تاکسی شدم , یه دختره خوشگل جلو نشسته , خیلی هم با حیا و سنگین , خواست پیاده شه دست کرد تو کیفش گفتم " مهمون ما باش خانوم خوشگله " دیدم یه برگه در آورد داد به راننده گفت بابا پس این قبض و بگیر وقت برگشتن برو عکسای منم بگیر ....,خواستم جمع کنم , گفتم دخترتون هستن , ماشالله چشماشون و حالت صورتشون خیلی به شما رفته , گفت " دختر ناتنی منه , زبون نریز بچه سوسول , الان مهمون " کردن " و یادت میدم "

محمد
57e8.jpg محمد

چقدر سخته که اسمی رو که خیلی دوست داری،بشنوی؛ولی خودت رو به نشنیدن بزنی! چقدر سخته که تنها شماره تلفنی که تو ذهنت حک شده، داشته باشی؛ولی نتونسته باشی که با اون شماره تماس بگیری! چقدر سخته که کسی رو دوست داشته باشی؛ ولی نتونسته باشی بهش بگی! چقدر سخته که تو اوج تنهائی بغض گلوت رو گرفته باشه؛ ولی نخواهی که کسی از این موضوع خبردار شه! چقدر سخته که آدمی رو حتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی! چقدر سخته کسی که بند بند وجودته بخواد ازت که فراموشش کنی!

محمد
محمد

پشت چراغ قرمز يه گدايي اومده كنار ماشين ... ا ميگم برو اونور پول ندارم.. ! ميگه ..... : نميگفتي هم از قيافت معلوم بود!

محمد
محمد

نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد

محمد
محمد

رياد را همه ميشنوند ...اگر سکوتی را فهميدي هنر کردي...!

محمد
محمد

به آمريكايی ميگن تفريحت چيه ؟ ميگه سفر ميكنيم به ژاپنی ميگن تفريحت چيه ؟ ميگه روبات ميسازيم به فرانسوی ميگن تفريحت چيه ؟ ... ميگه نقاشی ميكشيم به ايتاليايي ميگن تفريحت چيه ؟ ميگه آشپزی ميكنيم به اسپانيايی ميگن تفريحت چيه ؟ ميگه گاوبازی ميكنيم و اما............ ........... به ايرانیه ميگن تفريحت چيه ؟ ميگه: بدبختيامون رو تو دنبالرمينويسيم ، لايک ميزنيم، بهشون ميخنديم

محمد
محمد

زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!! صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی.... ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند. چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!! باید مدارکش رو حاضر میکرد. در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید، تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد. روی اون با ...خطی کلفت و شتاب زده نوشت...ه شده بود: عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو! زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد. وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره!

محمد
محمد

از نظر انسان ها، سگ ها حیواناتی با وفا ومفید هستند، ولی از نظر گرگ ها، سگ ها گرگ هایی بودند که تن به بردگی دادند تا در رفاه و آسایش زندگی کنند

محمد
محمد

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . .

محمد
محمد

رای طولانی زیستن، لازم نیست به روزهای زندگی ات اضافه کنی، تلاشت این باشد که "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی

محمد
hesam4045_4ldfpya.jpg محمد

برای چشمهایم نماز باران می خوانی؟ خسته شدم از این بغضهایی که سر باز شدن، ندارد...!