سپهر
دلم را پیش خود پابند کردی / ولی گفتی تو یک دنیای دردی غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی…
سپهر
برگ پاییزم و خسته دل ازباد صبا , باغبان نیز نیامد پی دلداری من.
سپهر
وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک" به من چه "پاسخ میگیری..."به کسی چه"که چقدر تنهایی
سپهر
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
سپهر
چاپلین برای دخترش نوشت: تاوقتی قلب عریان كسی راندیدی بدنت راعریان نكن.هرگز چشمانت رابرای كسی كه معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مكن،قلبت را خالی نگاهدار و اگر روزی خواستی كسی رادرقلبت جای دهی سعی كن فقط یك نفر باشدوبه او بگو توراكمتر از خداوبیشترازخودم دوستت دارم....
سپهر
ازعذاب بي تو بودن در سكوت خود خرابم دوري از صورت ماهت هر نفس ميده عذابم...
سپهر
تورا مرور ميكنم، تا خاموشيم نشان فراموشيم نباشد اي فراموش نشدني
سپهر
یکی محبت میکنه، یکی ناز، اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست.