سپهر
تمام آرزوی من برایت این است… (تنها نشوی)
سپهر
خدایا .... دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم ! شرطمان این باشد : که من دعا کنم ؛ و تو از بین آنها انتخاب کنی ، هر کدامشان را که به دردم می خورد مستجاب کنی ! و هر کدامشان را که فکرمیکنی به صلاحم نیست ، کنارش بگذاری ... !!!
سپهر
برو راهِ وفا آموز که من بار سفر بستم دگر اینجا نمیمانم رهایی از وفا جستم برو عشق از خدا آموز که من دل را بر او بستم نمیخواهم تو را دیگر بدان از دام تو جستم
سپهر
خدايم اي خدايم اي خدايم / صدايت ميکنم بشنو صدايم صداي خسته و تنها ترينم / که زير موج نامهربانان شکستم
سپهر
سلااااااااااااااااااااااااااام
سپهر
باز پاییز است ، اندکی از مهر پیداست حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست مهرت قشنگ ٬ پاییزت مبارک
سپهر
. امیدوارم با آمدن پاییز هر برگی که میافته یه دونه از غمهای دلت کم بشه و دیگه هیچوقت ناراحت نباشی
سپهر
شستم.... خسته شدم.... دیگر قایق نمیسازم... پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد.... وقتی از تو خبری نیست.... قایق میخواهم چه کار.... مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!
سپهر
بریم با کامبیوتر بازی کنیم.اینجا فاده نداره
سپهر
وقتی بهش گفتم : دوست دارم ! عوضـــــــــــــــــی شد ! بعدها فهمیدم من عوضــــــــــی گرفته بودم !!! عوضـــــــــــــــی بود !!!
سپهر
ز پل نامردان عبور نکن، بگذار تو را آب ببرد از ترس شیر به روباه پناه نبر، بگذار شیر تو را بدرد ببر باش و درنده ولی از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن