سپهر
از باران اشکهایم رنگین کمانی خواهم ساخت اگر دوباره خورشید نگاهت بتابد...
سپهر
باختــــــم در عشــــق اما باختــــن تقــــدیر نیست ساختــــــم با درد تنــــهایی مگــر تقــدیر چیست؟ خســــتم از این زندان ک نامش زندگیست پس قشنگــــی های دنـــیا دست کیســـت؟
سپهر
و چه آغاز دل انگیزی آن زمان که به تو پیوستم و همان پیوستگی معنی زندگی ام شد و چه زیبا دیدم که به تو محتاجم
سپهر
کی رفته ای زدل که تمنا کنم تورا کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا
سپهر
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه
سپهر
وقتی کسی را دوست داری ،در مواقعی که به بن بست می رسی ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسی . وقتی کسی را دوست داری ،برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنی . وقتی کسی را دوست داری ،حاضری از خواسته های خودت واسه شادی او بگذری .
سپهر
وقتی کسی را دوست داری،حتی تصور بدون او زیستن برات دشواره . وقتی کسی را دوست داری ،شیرین ترین لحظات عمرت لحظاتیه که با او گذروندی. وقتی کسی را دوست داری ،حاضری برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید وقتی کسی را دوست داری ،هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست داری
سپهر
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست و دوست داشتن محضه
سپهر
به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن رفیقاشونو خبر میکنن !
سپهر
دوست خوبم زندگی ابدی نیست که هر روز مهربان بودنت را به فردا می اندازی، پس مهربان باش .
سپهر
پیداست هنوز شقایق نشدی زندانی زندان دقایق نشدی وقتی که مرا از دل خود می رانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است.