فرهاد
ما قرمز ها الکی باختیم خیلی الکی
فرهاد
حتی این پرده های توری بیهوده می کوشند پنجره های پیر را عروس کنند خسته ایم پلک های پنجره را ببند تا هیچ کس نبیند چگونه در اتمسفر این پریشانی بی آغاز و پایان هر از گاه پنجره ای را بارانی می کنم که مال من نیست ...
فرهاد
هیچ فکر نمی کردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم دیگر کسی به سراغم نخواهد امد قلبم شتابان می زند شمارشه معکوس برای انفجار در سینه ام ومن تنهاییه خود را در اغوش می کشم تنها مانده ام....
فرهاد
دوش خواندند مرا تا به در خانه دوست از جا برهیدم که رسم در بر دوست تا بدانجا برسیدم زتنم روح تهی گشت از بهر وصال رخ محبوب چنین گشت
فرهاد
کاش مي شد خالي از تشويش بود برگ سبزي تحفه ي درويش بود کاش تا دل مي گرفت و مي شکست عشق مي آمد کنارش مي نشست کاش با هر دل , دلي پيوند داشت هر نگاهي يک سبد لبخند داشت کاش لبخندها پايان نداشت سفره ها تشويش آب ونان نداشت کاش مي شد ناز را دزديد و برد بوسه رابا غنچه هايش چيد و برد کاش ديواري ميان ما نبود بلکه مي شد آن طرف تر را سرود کاش من هم يک قناري مي شدم درتب آواز جاري مي شدم آي مردم من غريبستاني ام امتداد لحظه اي بارانيم شهر من آن سو تر از پروازهاست در حريم آبي افسانه هاست
فرهاد
نمیدونم امروز چرا اینقد دلم تنگه......................اه ای خدا
فرهاد
سوزم چو لاله در دل صحرای زندگی نازم به بخت ژاله که عمرش دراز نیست
فرهاد
در شهر ، دلبری که بخندد به ناز نیست
عشقی که آتشم بزند بر نیاز نیست
فرهاد
نمی دانم چه می خواهم خدایا...........
فرهاد
در سرزمين غربت ، مردن چه سود دارد ؟ با مردمان بي دل گفتن چه سود دارد ؟ با آسمان خسته ، با ابر دل شکسته ، با درد ريشه بسته ، رستن چه سود دارد ؟ بودم به عشق ياران ، عمري در اين بيابان ، وقتي که دلبري نيست ، ماندن چه سود دارد؟ با اين همه گلايه ، با اين شکايت و درد سنگ صبور اگر نيست ، گفتن چه سود دارد ، اين کوهسار سنگي ، باغنچه هاي رنگي وقتي شقايقي نيست ، ديدن چه سود دارد ؟؟؟
فرهاد
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان میشنوم و میشنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ساز دلتنگی میزنی و من میشنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پر گشودن باز میدارد ای شکوه بی پایان من ای طنین شور انگیز من میشنوم به آسمان بگو که من میشکنم! هر آنچه تو را شکسته و میشنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
سلام...دنبال میشید
14 سال و 9 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل