farshidkeramati
دلم را هرس می کنم تا برای با تو بودن جوانه بزند . خدا را چه دیدی شاید بهار امسال در زمستان بود ..
farshidkeramati
عروسک هرزه! هزار سال خوابیده ای در آغوش هایی که بزرگ شدند و تو هنوز کوچکی نگاه کن....!
farshidkeramati
آنچه آدمـــــها را در کنــــار هم نگــــه میدارد
شبــــــاهت هایشان نیست
درک و شعورشــــان است
نسبت به تـــــفاوت هایشان...
farshidkeramati
تو اگر میداستی که چه زخمی دارد که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی آه ای مرد چرا تنهائی
farshidkeramati
دوست داشتن رویاست ... یک رویای پر از لبخند ... با تو بودن زیباست ... ای معنی لبخند
farshidkeramati
خودم له شدم تا تو غمگین نشی .. شکستم که هیچوقت دلت نشکنه
تو هرجایی هستی فقط شاد باش .. که این آخرین آرزوی منه
___________________________________
خودم له شدم تا نبینم چشات .. شبو نیمه شب داره گریون میشه
میتونم تحمل کنم خوبه من .. با لبخند تو دوری اسون میشه
___________________________________
تو گفتی یکی عاشقو بیقرار .. یکی مثل من چشم به راه تو هست
خودم از تو خواستم بری پیش اون .. تو رفتی غریبانه بغضم شکست
__________________________________
نمیخوام بره مهرت از قلب من .. نمیخوام بره مهرت از یاد من
واسه اینکه دل تنگه چشمات نشم .. یه وقتایی خوابه سر بزن
farshidkeramati
باز هم شعر / شعر / شعر
باز هم تو / تو / تو
باز هم گلدانهای بی گل ولی سبز
باز هم دستهای تنها ولی گرم
باز هم ماه / ماه / ماه
باز هم آسمان بی ستاره ولی روشن
باز هم صدای تو می آید گویا
باز هم از هر صدا میشنوم تو را
باز هم هجوم تو بر تن میزند
باز هم خیال تو بر سر می زند
باز هم سیل اشک است / می بارد
اما این بار تسکین دیدارت / نمیگذارد
باز هم خیال بی خیالی با تو دارم
باز هم هوای رفتن در خیال تو دارم
باز هم شوق پرسه زدن لای موهای تو دارم
باز هم ... ... ... ... باز هم های بی تو دارم
باز هم آه / آه / آه
باز هم من / بی تو / تنها ...
farshidkeramati
مـهدی جـان تـقویم مـا هـنوز بـهاری نـدیده اسـت
بشکن سکوت یخ زده ی انتظار را
اللهم عجل الوليك الفرج
farshidkeramati
درد دارد ... وقتی می رود و همه میگویند دوستت نداشت و تو نمی توانی به همه ثابت کنی هرشب ، با عاشقانه هایش خوابت می کرد ...
farshidkeramati
چه خوشبختست
خفاشي
كه بر سقف زندگي ميكند...
به گمانم دنيا
وارونه اش
قشنگتر باشد!!!...
farshidkeramati
عاشق همه سال مست و رسوا باد
دیوانه ووو شوریده ووو شیدا باد
با هشیاری
با هشیاری غصه ی هر چیز خوری
چون مست شدی
چون م س ت شدی
هر چه بادا ب ا د...
farshidkeramati
هرگاه از شدت تنهایی ،به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند ، خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته در می آورم ، می بوسمش ، اندکی نمک به رویش میپاشم دوباره بر سرجایش می گذارم ، از قول من به آن لعنتی بگویید ، " خیالش تخت " ... من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم
farshidkeramati
هنگامي که در زندگي اوج ميگيري،دوستانت مي فهمند تو چه کسي بودي . اما هنگامي که در زندگي، به زمين مي خوري،آنوقت تو ميفهمي که دوستانت چه کساني بودند....
farshidkeramati
برو دیگه نبینمت نمی تونم ببخشمت دور شو برو نبینمت تیکه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت هزارو یک رنگی عزیز دروغ و نیرنگی عزیز واسه دل عاشق من بدنامی و ننگی عزیز راهم و کج کردی عزیزعشقم و رد کردی عزیز خودت ندونستی چه کردی با ما بد کردی عزیز
farshidkeramati
دیر وقت است بیا به جای شعر گفتن لب هایت را ببوسم کلمه ها می خواهند بخوابند ...هیس! شببرتک تک شمادوستای گل خوش تافردایی بهترعلی یارنگهدارتون