موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید.....
و نه شب را به یادت می آورد...
نه ابریشم......
نه سکوت شاعرانه.....
نه حتی خیال یک خواب آرام......
پوست گندمی دارم....
که به گندم نمی ماند....
نه کویر...
و چشمهایی...
که گاهی سیاه میزنند.....
گاهی قهوه ای...
و گاهی که به یاد مادرم می افتم عسلی میشوند و کمی خیس...
دستهایم...دستهایم....
دستهایم مهربانند.....
و هر از گاهی.....
برای تو.....
به یاد تو....
به عشق تو.....
شعر مینویسند....
مرا همینطور ساده دوست داشته باش...
با موهایی که نوازش میخواهند....
و دستهایی که نوازش میکنند.....
و چشمهایی که به شرقی صورتم نمی آیند.../.
یکی از لذت بخش ترین کارها اینه که به یه کسی که زبونه محلیتو بلد نیس تیکه یمحلی بندازی ... بعد که معنی میخواد بگی یه فوشه بده ... بعد هم اون طرف راه به راه بهت اون تیکه رو بگه که ینی من فوش دادم لامصب انقد میچسسسسسسسبه
مرسی عزیزم


12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 18 ساعت و 53 دقيقه قبل