ظهر داداشم داشت اهنگ گوش میداد تو اتاق خواستم برم اب بخورم اومد جلوم راهمو بست جلوم قر میداد اینجوری ... هرچی اینجوری بهش نگاه کردم از رو نرفت ... بلند شدم 2 دقیقه جلوش قر دادم طفلک از رندگی نا امید شد یکی زد پس گردنم گفت: برو گمشو چرا به منم یاد نمیدی اینجوری برقصم ... من ... داداش جونم شرمنده اگه یاد نمیدم قبلا خیلی باهات کار میکردم ولی دیر یاد میگیری
چرا شاد نیستی
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 39 دقيقه قبلخو دلیلی نداره
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبل
.......چرا پستات غمگینه....
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلسعی کن شادد باشی
خوبه الان مثلا؟
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبل