دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farzad
مرد - مجرد
امتیاز: 342.95

دنبال‌شدگان

(53 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(77 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

farzad
farzad

اون چيه كه زن ها ميدن مردها ميکنن؟ . . . . . . . . . دق . . . - - اون چيه كه مردها ها ميدن زن ها ميخورن؟ . . . . . . . . . حرص . . - - اون چيه كه مردا در ميارن زن ها ميخورن؟ . . . . . . . . پول . - - اون چيه كه زن ها باز مي كنند مردها ميذارن توش؟ . . . . . . . . . حساب بانكي . . - - اون چيه كه زن ها میدن مرد ها ميخورن؟ . . . . . . . . . . غذا . اون چيه كه باعث شده تو با اشتياق اين مطلب رو بخوني؟ . . . . ذهن منحرفت

farzad
farzad

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی ستاد تشویق دختران به درس خواندن

farzad
farzad

به چشمانت بیاموز که هر کس لایق دیدن نمی باشد

farzad
farzad

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند لعنت به مستراحی که آبش قطع باشد و آفتابه اش خالی لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .» لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند. (که یه ساعت مجبور شی بعدش توضیح بدی بابا به خدا عمق فاجعه این قدر نبود) لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد. (هر دفعه که میای بشینی با کله میری سمته در ورودی ) لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است لعنت به مستراحی که بدون آن، بنی بشر هیچ چی نیست لعنت به مستراحی که تا دستشویی بزرگه تالاپ میافته توش، آبش به صورت انفجار میزنه بیرون میخوره به باسن مبارک

farzad
farzad

نام همسر در موبايل آقايون: بعد١ماه:عزيزم بعد٢ماه:خانمم بعد٣ماه: همسرم بعد١سال:منزل بعد٢سال: هيتلر بعد٣سال:عزرائيل بعد٤سال: unknown

farzad
farzad

تعبیر یک خواب: گوشت همنوع را خوردن ! ... روزی یکی از مریدان پریشان حال به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ، خوابی دیدم بس ناگوار فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟ گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده !

farzad
farzad

زن زیـــبـــــا ! ... یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند. طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است. اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است. عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:... فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟ دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید. اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است. وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم... می‌گویند : زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند. بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛ سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند. اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید. اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم

farzad
farzad

تصور کنید حساب بانکی دارید که در آن هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واریز می گردد و شما فقط تا اخر شب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون اخر وقت حساب شما خود به خود خالی می شود. در این صورت شما چه خواهید کرد ؟ البته سعی می کنید تا اخرین ریال را خرج کنید! هر یک از ما یک چنین حساب بانکی داریم ؛ حساب بانکی زمان! هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه واریز و تا پایان شب به پایان می رسد . هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود. ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده ، می داند. ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا اورده ، می داند. ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند. ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد. ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده . ارزش یک ثانیه را ان که از تصادفی مرگبار جان به در برده ، می داند. باور کنیدهر لحظه گنج بزرگی است ! گنجتان را اسان از دست ندهید! به یاد داشته باشید: زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند! فراموش نکنید: دیروز به تاریخ پیوست. فردا معما است. و امروز هدیه است!

farzad
farzad

حکایت شیری که عاشق آهو شد !!!! ... شیر نری دلباخته‏ ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ی حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود… پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد. . . . . . . . . . دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد. . . . . . . نتیجه اخلاقی: هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید!! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون سومی اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه.

farzad
farzad

چند کاربر می خوام تا باهم مسابقه بدن موضوع:چرت و پرت هر کی برنده بشه از مدیران گروپ میشه.

farzad
farzad

۵ صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. ۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . ۷ صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره! ۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و… ۹ صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش) ۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد . ۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . ۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی [!] تو [!] با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ) ۱ ظهر: وسط کلاس

farzad
farzad

ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره! ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو! ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه! ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف تون تموم کرده باشن! ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه! ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن! ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه ! ضدحال یعنی با.۹.۷۵ افتادن! ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه! ضدحال یعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد! ضدحال یعنی شرطی بیدل بزنی امتیازت بشه ۲۵! ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰ ضدحال یعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق! ضد حال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن! ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جای.........مامان بیاد تو! ضدحال یعنی نفر ۱۱کنکور شدن! ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف! ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند! ضدحال یعنی فیل

farzad
farzad

hich ki onlin nist?

farzad
farzad

قابل توجه آقایان عزیز اگر تازگی های تصمیم به ازدواج گرفته اید برای انگیزه بیشتر فواید ازدواج رو بخونید ... . . . قبل از ازدواج:خوابیدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج:بیدار شدن زودتر از خورشید نتیجه اخلاقی:سحر خیز شدن قبل از ازدواج:رفتن به سفر بی اجازه بعد از ازدواج:رفتن به حیاط با اجازه نتیجه اخلاقی:معتبر شدن قبل از ازدواج:خوردن بهترین غذاها بی منت بعد از ازدواج:خوردن غذا های سوخته با منت نتیجه اخلاقی:تقویت معده قبل از ازدواج:استراحت مطلق بی جر و بحث بعد از ازدواج:كار كردن در شرایط سخت نتیجه اخلاقی:ورزیده شدن قبل از ازدواجد و بازدید از اماكن تفریحی بعد از ازدواج:سر زدن به فامیل خانوم نتیجه اخلاقی:صله رحم قبل از ازدواج:آموزش گیتار و سنتور و غیره بعد از ازدواج:آموزش بچه داری و شستن ظرف نتیجه اخلاقی:همدردی با مردها قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جیبی از پاپا بعد از ازدواج:دادن كل حقوق به خانوم نتیجه اخلاقی:مستقل شدن قبل از ازدواج:ایستادن در صف سینما و استخر بعد از ازدواج:ایستادن در صف شیر و گوشت نتیجه اخلاقی:آموزش ایستادگی قبل از ازدواج:رفتن به سفرهای هفتگی بعد از ازدواج:در حسرت

farzad
farzad

داستان جالب امتحان دامادها زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد. داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» نوبت به داماد آخرى رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. امّا داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم. همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که ر