از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ “سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز” می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید می گن اسم شاعر توی خود شعر هست می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
سه تا موش داشتن کل مینداختن. اولی میگه تله موش دیدی؟ ما با فنرش روزی ۱۰ تا اسکات میریم. دومی میگه: مرگ موش دیدی؟ مزه عرقمونه! سومی موبایلش زنگ میزنه میگه الآن میام. ازش میپرسن چی شد؟ میگه : بروبچ گربه آوردن بکشیم
یکی شب تا صبح نمیخوابید و مشغول تلاش و کوشش بود. همه سعی خودش را میکرد که پول پیش ثروتمندان و طبقه فرادست انبار نشه و به این شکل در کاهش ثروت دیگران، قدمهای بزرگ برمیداشت. هیچ شبی خواب به چشمش نمیاومد... ازش پرسیدن ای عزیز شما چه کارهای؟ گفت: دزد
مردی میره پیش كشیش تا اعتراف كنه. میگه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یك مرد در خانه خودم پناه دادم. كشیش میگه: خوب این كه گناه نیست! مرد میگه: ولی من بهش گفتم برای هر یك هفتهای كه در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميدا