farzad
عجب دختریه!!! چهار تا دوست که ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن. بعد از یه مدت یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون... اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شرکت. پسرم انقدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد... دومی: جالبه. پسر من هم مایهء افتخار و سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد. سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تأسیس کرده و میلیونر شده... پسرم اونقدر وض
farzad
ای بی عرضه ها ابرو مو بردید اگه پسرا نبودن : اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
farzad
هر کی آنلاینه بیاد تو گروپ !!!
farzad
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ ‘ یک دفعه کلاس از خنده ترکید … بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند : اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . ‘ او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند . او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تم{-33-
farzad
آیا میدانید که انسانهای اولیه چطور زن میگرفتند?
farzad
اَفَل اینگه عیدِ فَلداتون مُبااااااااالک...... بَعدِجَم اینگه کی موخواد به من عیدی بده؟؟!! هوووووم؟؟ من عیدی مووووووخواااااامممممم ....ش.لوس....ش.بغض...ش.منتظر عیدی
farzad
همین که خورد گره دستهای تو با مرگ تمام زنده گیم بی تو شد سراپا مرگ دوباره بچه شدم بچه ای که پر شده بود تمام دفترش از مرگ آب بابا مرگ
farzad
وقتی وبلاگنویسی تندوتند پست مینویسد یعنی حالش خوب نیست. لازم دارد هی حرف بزند درباره خودش. وقتی وبلاگنویسی چندروزی هیچ مطلب تازهای نمینویسد یعنی حالش بد است انقدر که هیچ حرفی برای گفتن ندارد. کلا وقتی آدمی وبلاگنویس میشود یعنی حالش بد است
farzad
بعضی موقع ها آدما واقعا به چرت و پرت احتیاج دارن! بــعضی موقع ها طرفِ چرت و پرت گو که شما باشی به هیچ وجه حوصله ی چرت و پرت گفتن نداری که دیگه چاره ای نیست جز مرور کردن چرت و پرت های قبلی توسط همون آدمایی که گفتم! بــعضی موقع ها نه! تو میخوای چرت و پرت بگی ولی واقعا چرت و پرتت نمیاد! هرچی سعی میکنی دو کلوم ازین مُخِ هنگ کرده ی مبارکت بیرون بکشی...نمیاد که نمیاد! بــعضی موقع ها هم کلا اعصابی که بشینی چرت و پرت بگی و ملت به چرت و پرتات بخندنو نداریـ ! بــعضی موقع ها هم کلا پشیمون میشی یه چیزی بگی که ملت بخندن! میخوای بیشتر بزنی اعصاب ملتو داغون کنی،که در این مورد چرت و پرت هیچ نتیجه ای نداره! بــعضی موقع ها هم چرت و پرت میگی ولی حوصله ی عواقب بعدیشو نداری! (عواقب: نظر دادن! ندادن! جواب دادن ندادن..اینا!) بــعضی موقع ها که کلا اصلا از تو فاز چرت و پرت خارج میشی و میری تو جاده آسفالت! که در این حالت بهترین کار اینه قبل از وقوع هرگونه حادثه ای!کلا بیخیال وبلاگت بشی و اصصصلاا به هییچ وجه بهش سرنزنی!....یه مدت فراموشش کنی هم به نفع خودته هم دیگران! (بله ، مثل من که نیودم یه مدت) بــعض