دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farzad
مرد - مجرد
امتیاز: 342.95

دنبال‌شدگان

(53 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(77 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

farzad
farzad

منت کشی ، ممنوع ! سلام ! امروز به قدرت رسانه پی بردم ! به خودم میبالم و افتخار میکنم که فرد خاطی که باعث اختلال در فعالیت محفل دوستان و ترشحات مغزی اینجانب شده بود با اقتدار به منت کشی انداختم ! هر کی ایمیل این آدمو میخواد بگه که رمز ادامه مطلبو بدم برین بهش بخندید (ناسزا بهتره ) اگه جربزه داری بگو کی هستی تا دهن مهنت آسفالت کنم راستی اگه 30 نظر معذرت خواهی و ببخشید و .... بفرستی بیخیالت میشم (همه نظرا باید با نظر قبلی فرق کنه ) وگرنه طی چند هفته آینده ایمیلتو پابلیک (هوووووق) میکنم تا همه بدونن کی بودی که باعث شدی که.... بی ادب دوستان جملات داخل پرانتز جواب منه که گفتم متن منت کش سلام (من : علیک) بی ادب (من : خودتی ، درس صحبت کن ) چرااینطوری برخوردمیکنی (من : چه جوری ؟ ) واسه کسی که میخوادبره کربلا (من : اطلاعات غلط به مردم نده ، کی میگه من میخوام برم ؟) واقعازشته (من : زشت پیرزنه با شلوار لی) من که معذرت خواهی کردم (من : ----) دیگه دلیل این همه توهین چیه؟(من : توهین نکردم) این ادرس ایمیل منه (من : چیه ؟ها؟ من با این حرفا خامت نمیشم) اگه مشکلی هست (من : نه نیست)وبراتون

farzad
farzad

چرت و پرت

farzad
farzad

هیچ خبری را باور نكنید، مگر این كه صدا و سیما آن را تكذیب كند...! درد من تنهایی نیست؛ بلكه مرگ ملتی است كه گدایی را قناعت؛ بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حكمت خداوند می نامند. گاندی. جهان سوم جائیست که مردم، خانه رو به آفتاب را گرانتر می خرند و بعد با هفت لایه پرده تمام پنجره ها را می پوشانند! جهان سوم جایی است که مردم برای فرار از آن تن به درس خواندن می‌دهند. ما که هرکی رو دیدیم گفت خدا پدر شاه رو بیامرزه. فکر کنم یه عده از خارج اومدن ایران انقلاب کردن بعد رفتن! اگر نتوان آزادی و عدالت را یک جا داشت و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم آزادی را انتخاب می کنم تا بتوانم به بی عدالتی اعتراض کنم. آلبر کامو. ای کسانی که ایمان آورده اید! کاری به کار کسانی که ایمان نیاورده اند نداشته باشید! امروز خم شدم و در گوش بچه ای که مُرده به دنیا آمد آرام گفتم چیزی را از دست ندادی... قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه {-1-

farzad
farzad

شب، خوابـگاه دخــتـران، سکـانس اول: دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد. شبنم: واا..! خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟! لالـه: خـدا منـو می کشـت این روز و نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد). شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟ لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! (بر شـدت گریه افزوده می شــود) شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟ لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟ فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا{-3

farzad
farzad

شـب، خوابــگاه پســران، سکــانـس دوم: در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود. میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم. مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه. میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد. مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟! میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره. آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم ک{

farzad
farzad

ba ye nafar moshajere nemishe zod bashin

farzad
farzad

در برخورد با چنتا دختره زیبا هنوز فصله هلو نشده؟ در برخورد با چنتا دختره کم سن اِ مهد كودك تعطیل شد شما اومدین بیرون؟ اینم چند تا متلک که به دخترهای دماغ عملی میتونید بندازید خانوم شما بینیتونو ختنه کردید؟ خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟ خانوم میاید دماغامون عوض؟ اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره.. اینو دماغشو تازه خریده برچسبش و نکنده.. خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟ اوه این خانومه دماغش پریوده..! میبخشید خانوم دماغتونو خر گازگرفته؟ خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟ برای اونایی که اصلاح نمیکنن ابرو رو نگاه سیبیله..! خانوم سیبیلتو بده داد بزنیم..!

farzad
farzad

در برخورد با چنتا دختره زیبا هنوز فصله هلو نشده؟ در برخورد با چنتا دختره کم سن اِ مهد كودك تعطیل شد شما اومدین بیرون؟ اینم چند تا متلک که به دخترهای دماغ عملی میتونید بندازید خانوم شما بینیتونو ختنه کردید؟ خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟ خانوم میاید دماغامون عوض؟ اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره.. اینو دماغشو تازه خریده برچسبش و نکنده.. خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟ اوه این خانومه دماغش پریوده..! میبخشید خانوم دماغتونو خر گازگرفته؟ خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟ برای اونایی که اصلاح نمیکنن ابرو رو نگاه سیبیله..! خانوم سیبیلتو بده داد بزنیم..!

farzad
farzad

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره.. دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟ خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه! دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده. دو هفته بعد، اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت! خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت! دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن!

farzad
farzad

kasi sherkat nemikone?

farzad
farzad

ma mikham ye moshajereye mataleb chert va pert bezarm har ki barnde be she az modiran grop mishe

farzad
farzad

روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمند. سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟ شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم، اونجا برای اسب سواری هر دو، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود. سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت: "این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد. بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت: "این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم. وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم: "چیکار کردی روانی؟ حیون بیچاره رو کشتی!

farzad
farzad

yala dighe biyayn

farzad
farzad

hameghi biyayn to grop man

farzad
farzad
در فوتبال

kam avordinnnnnnnnnnnnnn