بـــΔــــیرا
از درسِ علوم جمله بگریزی بِهْ، و اندر سرِ زلفِ دلبر آویزی به، ز آن پیش که روزگار خونت ریزد، تو خونِ قنینه در قدح ریزی به. ~خیام~
بـــΔــــیرا
And I can't change Even if I tried Even if I wanted to
بـــΔــــیرا
مات و مبهوتم هنوز..چه سر انجام بدی...
بـــΔــــیرا
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند روزی دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدسبزنی که عشق من کدامیک است.....
بـــΔــــیرا
میدونم که یک جایی اون بیرونی...یک جای دور...میخوام که برگردی...همسایه هام فکر میکنن من دیوونه ام...ولی اونا نمیفهن..تو تمام دارائی منی!...شب وقتی که ستاره ها اتاقمو روشن میکنن..من میشینم و با ماه حرف میزنم.