یادمه توی کتاب درسی دوران مدرسه یه شعر از سهیل محمودی بود که با این مصرع شروع میشد : دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست .... حالا هم وضعیت دلها شبیه شیشه هاش شهره : دوجداره ، ضد صدا ، بدون انتقال حرارت و گاهی مشجر یا یک طرفه !
@فرشاد اصولا آدم هایی که ارزش دوست داشته شدن را ندارند درست همان آدم هایی هستند که ما مصرانه سعی می کنیم دوستشان داشته باشیم … قانون حماقت ما نیازی به اثبات ندارد !
آينه! انعکاس! انسان آينه خویشتن! در انسان آينه هست؟ شک دارم! نگاه مي کنم جای تبسم عاشقانه ام غرور ترسناک عقده را مي بینم ! چرا انوار سینه ام را در این آينه ها نمي بینم؟ یقین دارم آينه ها هم سراب دارند .. آری سراب آينه را مي بینم .. وحشت آور است پشت آينه ها خبری است! نمي خواهم بشکنند که هر آينه هزاران سراب شود .. از اقیانوس سراب و شب رو بر ميگردانم ......
یه شبایی به یه { ادمای خاصی } خیلی احتیاج داری گوشیتوبرمیداری شمارشوبگیری امامیدونی بی فایدس اینقدردلگیرودلتنگی که یهوبخودت میای میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بی جواب اشکات سرازیرمیشن بعدباخودت یه جمله میگی اون همه دوست داشتن..... اخرش چرا اینطوری شد.....؟