لابه لای دعواهای #انتخاباتی این روزها ، دوباره #تلنگر می زند ، دوباره یادمان می اندازد که کسی بود که سالها پیش بر خزانه سوار بود و حکومت را هم قیمت " #آب-بینی-بزغاله " دانست ، از خطبه ی " #شقشقیه " گرفته تا " #جهاد " ، انگار یکی بیش از خودمان برای #رستگاریمان زور می زند . . .
- - - فراتر از احکام اسلام های آبکی ، علی فریاد زد ، علی سر خم نکرد و یک عمر سرخم نکردن را یادمان داد. و فراتر از همه ی اینها دوست داشتن را به ما آموخت - - -
شاید واژگان در وصف او خجالت زده شوند و شاید تعریف و تمجید من از او ، توهینی به ساحت مقدسش باشد ولی خواستم چند خطی را فارغ از شیله پیله های ادبی به عشق او بنویسم ...
ديگه از نزديک شدن به آدما واهمه دارم. . .آدما از دور همه چيزشون قشنگتره...رفتارشون...افکارشون...حرفاشون... ولي وقتي بهشون نزديک ميشي مثل آفتاب پرست رنگ عوض ميکنن
با " یکی بود یکی نبود " شروع می شود این قصه ... با یکی ماند و یکی نماند، تمام ... یکی، من بودم یا تو ، مهم نیست ... مهم قصهای ست که تمام می شود ... !/ [رضا کاظمی]