fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
کسی دست هایت را نمی گیرد … در جیبت بگذار ، شاید خاطره ای ته جیبت مانده باشد که هنوز گرم است …
fatima
دلم یک آدم برفی می خواهد تا وقتی حرف هایم را شنید آب شود ، نباشـــــــد دیـــــــــــگر !!!
fatima
مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش "زود برگرد" ؛ طاقت دوری ات را ندارم !
fatima
بعضیها مثل کبریت میمونن ، خودشون ارزش چندانی ندارن ولی میتونن زندگیتو به آتیش بکشن !!!
fatima
حلقه ی بازوانت تنگ تر میشود و من آزادتر گم میشوم میان دنیایی که فقط اندازه ی یک “مــن” جا دارد … .
fatima
شنیدن “هرجور راحتی” از اونی که عاشقشی ، از سیلی دردناکتره !
fatima
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای ! آری ، “نمیدانم” کجایی ؟
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 54 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 8 ساعت و 4 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل