دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

fateme
زن - مجرد
امتیاز: 1372

دنبال‌شدگان

(131 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(226 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

ادم داغون از اول داغون نبوده داغونش کردن ... آدم آرومم همينطور ... آدم عصبيم همينطور ... ولي آدم بيشعور از اوّلش بيشعور بوده!

yashaamiri
yashaamiri

@fateme بهم گفت یه آرزو دارم برام دعا کن!چه شبایی که اشک ریختم و واسه آرزوش دعا کردم اما حیف که نمیدونستم آرزوش جدایی از منه.

* °•.¸mojgan¸.•° *
* °•.¸mojgan¸.•° *
در سلام

سلااااااام. ظهر همگی بخیرررررررررررررررر

✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

قبلنا وقتی میگفتی شیش تایی هر کی برمیگشت نگاه میکرد میفهمیدی استقلالیه. ولی حالا نمیدونی استقلالیه،پیکانیه،ملوانیه،الشبابیه یا سپاهانیه. اینم به عشخ پرسپولیسی ها

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

پزشکان اصطلاحاتی دارند که ما نمیفهمیم . عوض ما هم درد هایی داریم که انها نمیفهمند ...... @fateme مخصوص آبجی گلم که دکتره . ینی قراره بشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
fateme
fateme
در وقتی...

4ساعت داری تایپ میکنی تازه میفهمی ی زبونه دیگه داشتی مینوشتی.................(انقد لجم میگیره..........)

مهلا
مهلا

باید دختر باشی تا بدانی پدر لطیفترین موجود عالم است...تا پدر نباشی نمیتوانی درک کنی دختر داشتن افتخار پدر است!!! پدرم، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

چون ابیه آسمون سرم بالاست تاج روسرم دوتا ستاره روقلبم استقالالو عخشه

✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند، این به چه معناست؟! ۱- از صبح که از پارکینگ اومده بیرون یادش رفته راهنما زده !! )))) ۲- نکته انحرافیه میخواد بپیچه راست !! ۳- داره دنبال برف پاک کن میگرده ۴- میخواد صدای ضبطو زیاد کنه )))) ۵- داره دنده معکوس میکشه !!!!

fateme
fateme

طرف خفاش میبینه از خنده غش میکنه ازش میپرسن چته؟میگه تا حالا موش با چادر عربی ندیده بودم..................

mahsa va
mahsa va
در سلام

salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam

✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش … مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت … طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد … مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه … اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر … مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره … توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت … مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت … مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه … مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت! بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم! نتيجه اخلاقي :مرگ گول نميخورد

✪× Bad boY ×✪
✪× Bad boY ×✪

آغا کاش این نفر آخر کنکور رو هم مشخص میکردن ما یه سوژه خنده گیر میاوردیم یعنی باید میرفت قاطی عروسکا

♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥
در سلام

...