فرشته _ رند خرابات
چرا به راحتي جبر جامعه رو بپذيريم. اگر اهل تفكر و تعقل باشيم و به دور از تعصب و جبهه گيري ، صفحات تاريخ رو ورق بزنيم . مي بينيم كه همين جمع چه خيانت هايي كه نادانسته به خودش نكرده! درسته كه من و تو جمع رو مي سازيم و با ما غريبه نيست . اما جمعي كه بدون پايه هاي فكري ، فقط در اون نقش خشت رو بازي كنيم ، نمي تونه جايگاه ما باشه و ما رو به رشد و تعالي نمي رسونه . بلكه از ما فرصت بودن رو هم مي گيره . صفحات تاريخ گواه اينه كه آدم هايي كه تحول آفرين بودن و ماندگار شدن، خودشون رو به رنگ جماعت در نياوردن. سعي كردن در ميان جماعت خودشون باشن و براي فرار از رسوايي زمانه ، رسواي تاريخ نشدن .
فرشته _ رند خرابات
سجاده ات را آتش نکن..،مادرمانده ام میان سرگردانی دست های خدایی که با تمام دعاهای تو، در رو در وایسی مانده است.. بگذار سجاده ات کمی خاک بخورد..، کمی جای دعا، شاملو را ممنوعه بخوان ..خدارا چه دیدی شاید خدای این حوالی به شعر، بیشتر از دعا اعتقاد داشته باشد.....
فرشته _ رند خرابات
هوايي كه من مي بويم از نفس پر دروغ هم سفران فريبكار من گند آلود است! و به راستي آن را كه در اين راه قدم بر ميدارد ب هم سفري چه حاجت است؟؟ (احمد شاملو)
فرشته _ رند خرابات
مَنْ و تــو... هـَمـآטּ آدمْ و حوّآے مُدِرنیمــ که دلمآنْ مےْخوآهد،شَریکْ شَویمْ بآ هَمْ... در خوردטּِ یک " سیبْ "...
فرشته _ رند خرابات
خانه ات سرد است؟ خورشیدی در پاکت میگذارم و برایت پست میکنم، ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار و به آسمانم روانه کن بسیار تاریکم!
فرشته _ رند خرابات
بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم. نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود ! شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم....
فرشته _ رند خرابات
موهایش سفید شده بود...! کودکی که یواشکی "دفتــــر خاطــــراتم" را خوانده بود ...
سلام
13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبلسسسسسسسسسسسسسسسسلااااامم
13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبلســـَ لـ آ مـ عَـزیـزَم ...

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبلعلیک سلام....
13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبلسپاس از همه ی دوستان گرامی




13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبل